مىگفت . اشعار راهب جمع نشد اگر مجموع اشعار او فراهم مىآمد تا چهل پنجاه هزار مىشد ، اقسام سخن دارد از غزل و قصيده و رباعى و غيره نادر شاه نامه نيز به نظم آورده ، ديوان او پنج شش هزار بيت نزد ميرزا على رضا ديده شد . راهب هرگاه اين دو بيت اخير نظم كرد با ميرزا على رضا پسر خود گفت : اگر ميرزا صائب درين وقت زنده بود و اين دو بيت پيش او مىخواندم اگر هيچ صله نمىداد يك گل ، خود البته مرحمت مىكرد :
در چمن چون لب لعل تو گهربار شود * غنچهء گل گرهء خاطر گلزار شود
شب ز بىتابى اشك است دلم بىآرام * دايه در رنج بود طفل چو بيمار شود
بنابر نوشته نصرآبادى طبعش خالى از لطفى نبوده شعر بسيار به مجموعهء ملاقدرتى اصفهانى نوشته است . وى در اصفهان درگذشت و در گورستان آببخشان از حومهء بيدآباد به خاك سپرده شد . « 1 »
ميرسيد على مشتاق در تاريخ وفات وى سروده است :
« راهب صد حيف زين جهان رفت » 1166 ه . ق
در الذريعه ديوان وى به شماره 2075 در جلد 9 / 2 ص 353 معرفى شده است .
رياض الشعرا ، اشعار زيادى از وى آورده است كه عينا نقل مىشود :
ز شوق وصل تو بر لب رسيده جانى هست * وصيّت است بيا تا مرا زبانى هست
اگر ز تيغ تو بىبهرهام به اين شادم * كه از خدنگ تو بر دل مرا نشانى هست
بده به قيمت دل هرچه مىدهى كه مرا * نه فكر سود و نه انديشهء زيانى هست
به احتياط نظر مىكند به گل بلبل * در آن چمن كه چو شبنم نگاهبانى هست
هامش
( 1 ) . نصرآبادى ، ميرزا محمّدطاهر نصرآبادى ، ص 414 .