تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
پادشاه ( 1069 - 1118 ه . ق ) به هند رفت و اقتدارى بهم رسانيد و به معزّز خان ملقّب شد و سرانجام در بنگاله درگذشت . در سفينه خوشگو آمده است كه وى ديوان غزل و رباعى دارد « 1 » ولى اين مطلب را من در جاى ديگرى نيافتم . چند نمونه از اشعار وى :
اعراب كرده نامه فرستم به نزد دوست * يعنى كه كرد هجر تو زير و زبر مرا
* * *
گفتى ز گريه‌هاى تو ترسيد چشم من * بگذار نور ديدهء من اين بهانه را
* * *
تا كند هردم به رنگ ديگرى ما را اسير * كاكل او دام ديگر زلف دام ديگر است
* * *
دارم دلى كه هرگز نشكسته خاطرم را * بيمار گشته از غم پرهيز اگر شكسته
* * *
نمىخواهم كه گردد ناخن من بند در جايى * مگر خارى برآرم گاهگاهى از كف پايى
* * *
به آن اكراه در آيينه عكس خط خود بيند * كه پندارى به مصحف مىكند نظاره ترسايى به رنگ سرمه مىدادند جا در ديدهء اصفر * اگر مىبود اندك مردمان را چشم بينايى
* * *
هرچند خراب و خسته و ناشادم * يك ساغر باده مىكند آبادم القصّه كه چون ترازوى باده‌فروش * كردند براى مىكشى ايجادم
* * * منابع : تذكرة الشعرا . محمّد عبد الغنى خان . ص 16 ؛ تذكرهء شعراى كشمير . محمّد اسلم خان سالم كشميرى . صص 17 - 18 ؛ الذريعه . آقابزرگ تهرانى . ج 9 / 1 ص 83 ؛ روز روشن . محمّدمظفّر حسين صبا .
هامش
- دچار اشتباه شده است . ( 1 ) . سفينهء خوشگو ، بندر ابن داس خوشگو ، صص 214 - 215 .