مىآيد . طبعش لطيف است .
داغستانى در رياض الشعرا وى را به داشتن بيان شيرين و زبان نمكين مىستايد .
در مجمع النفائس آمده است كه : « خيلى رنگين بيان است ، در غزل تلاشهايى بالادست دارد ، قدرى زبان او به ميرزا جلال اسير مىماند . »
وى معاصر شاه سليمان مغفور صفوى ( 1077 - 1105 ه . ق ) بوده است . مجموعهء اشعارش قريب سه هزار بيت است . چند قصيده و مثنوى در بحر شاهنامه به طريق ساقىنامه گفته است .
مشخصات ديوان وى به شرح زير است « 1 »
پاكستان ، لاهور ، پروفسور شيرانى 1840 / 2 / 4860 : ملّا مؤمن 31 ؛ جلوس محمّد شاه 1161 ( 1748 م ) با رباعى به خامهء دل محمّد شاد مورخ 1165 [ ف . دكتر محمّد بشير حسين ، ج 1 ، ص 199 ]
چند نمونه از اشعار صامت صفاهانى :
زين بيش مسوزان به ستم ريشه ما را * اين نخل مبادا ثمرى داشته باشد
پامال مكن اشك جگرزادهء ما را * اين قطره مبادا گهرى داشته باشد
* * *
لب خود را ندهى فرصت شيرين سخنى * گر بدانى كه چه مقدار مكيدن دارد
از لبش بوسه طلب كردم و دشنامم داد * ماجراى من و معشوق شنيدن دارد
* * *
به خونآلوده مژگان شانه كردم زلف خوبان را * جز اين گلشن كجا سنبل به رنگ ارغوان بينى
خدا آن غمزهء صاحب مروّت را نگهدارد * به كويش بحرها از خون ناحق كشتگان بينى
* * *
گل رنگى از آن عارض گلفام ندارد * سنبل ز سر زلف تو آرام ندارد
هامش
( 1 ) . فهرست نسخههاى خطى فارسى ، احمد منزوى ، ج 3 ، ص 2402 .