قدس رضوى منصوب شده « 1 » و هنگامى كه شاه سلطان حسين صفوى او را براى كسب مقام وزارت به اصفهان دعوت كرد وى اين قطعه را براى او فرستاد :
دوش در واقعه با چرخ نزاعم افتاد * من تنك حوصله در بحث و فلك هرزه در است
بيع مىكرد جهان را به من و در عوضش * ذرهء خاك در شاه خراسان مىخواست
گفتم اى چرخ تو هرچند كه پر زورترى * ليك در بيع و شرا جبر نمىآيد راست
ذرهء خاك درش را به دو عالم ندهم * ذره خاك از من و عالم ز تو سودا به رضاست
وى پس از قتل شاه سلطان حسين ، در مشهد به نام شاه سلطان صفوى مدّت چهل روز شاهنشاه ايران ناميده شد ولى بعد از مدتى به دست طرفداران نادر ميرزا كور گشت و بقيّه عمر را در انزوا به عبادت گذرانيد و در حوالى سال 1133 ه . ق در مشهد درگذشت . « 2 »
دربارهء سال مرگ وى اتفاق نظر نيست ولى مسلّم اين است كه وى تا سال 1131 ه . ق زندگى مىكرده چرا كه مادّه تاريخ مرگش را ميرزا محسن تأثير با عبارت : آه از تأثير آه - 1131 ه . ق سروده است .
صاحب آتشكدهء آذر درباره شعر وى هجو مليحى را بيان مىكند : اكثر اوقات به صحبت فضلا و شعرا مشغول و خود نيز صاحب ديوان بوده ، ديوانش مطالعه شد .
اين يك بيت از تمامى ديوان وى انتخاب گشت :
نگويد آنكه بداند چه گويد آنكه نداند * به حيرتم سراغ وصالت از كه بگيرم
و صاحب تذكرهء نصرآبادى وى را اينگونه مىستايد : باوجود حداثت سن از اكثر
هامش
( 1 ) . در مطلع الشّمس ، ج 2 ، ص 237 ، سال احراز اين مقام 1109 ه . ق ذكر شده است .
( 2 ) . در شمع انجمن ص 155 محل مرگ وى اصفهان ذكر شده است .