تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
لو سلم 1 ) لم يكن يستلزم جرى المشتق على نحو الثانى 2 ) كونه 3 ) مجازا بلا يكون حقيقة لو كان به لحاظ حال التلبس كما عرفت فيكون معنى الآيه - و اللّه العالم - « من كان ظالم و لو آنا فى زمان سابق لا ينال عهدى ابدا » و من الواضح 4 ) متذكر شديم كه اگر مشتق را به لحاظ حال تلبس بر ذات حمل نمائيم ( يعنى حال اسناد و جرى با حال تلبس يكى باشد ) چنين استعمالى حقيقى است نه مجازى . در اينجا هم مىگوئيم جرى و اسناد در آيه به لحاظ حال تلبس مىباشد يعنى وقتى مىگوئيم خلفاى سه‌گانه ظالمند و عهد خدا به ظالمين نمىرسد ، اطلاق ظالم بر آنان به لحاظ حال تلبسشان به ظلم مىباشد و چنين استعمالى حقيقى است ( هرچند كه آنان بعد از قبول اسلام نيز ظالم بودند ) . « 1 » 1 ) قبول نداريم كه استدلال امام بحسب مقام وضع باشد 2 ) احتمال دوم كه مىگفت حكم فقط حدوثا منوط به اين عناوين مىباشد 3 ) جرى مشتق 4 ) حال ما چه احتمال ثانى را اخذ كنيم و چه احتمال ثالث را باز وضع مشتق در اعم ثابت نمىشود اگر احتمال دوم را اخذ كنيم كه مطلب واضح است و قبلا گفتيم كه بنابر اين احتمال مدعاى اعمىها ثابت نمىشود .
هامش
( 1 ) - همان‌طور كه قبلا گفتيم بنابر احتمال دوم در صورتى كه فرد يك لحظه متلبس بظلم شود حمل صفت ظالم بر او در تمام زمانها به صورت حقيقى است و اصلا مجازى در كار نيست .