است و اين مطلب را مىخواهد برساند كه چهقدر مقام مهم و خطيرى مىباشد و شأن و عظمت اين مقام ايجاب مىكند كه دارنده آن در طول عمرش اصلا مرتكب گناه نشده باشد و اين معنا فقط با احتمال دوم سازگار است نه احتمال سوم ، در نتيجه اعمىها نمىتواندن بوسيله اين روايات ادعاى خود را ثابت نمايند . « 1 »
هامش
( 1 ) - وصف عنوانى كه در موضوع حكم اخذ مىشود معقول نيست كه بنحو ثانى ( يعنى كفايت صدق عنوان در يك لحظه براى صدور حكم ) اخذ شود ، آيا معقول است بعد از زوال موضوع ، حكم همچنان باقى باشد ؟ هرگز ، بلكه ناچاريم در مثل قول خداوند تبارك و تعالى كه مىگويد ( الزانية و الزانى ) يا ( و السارق و السارقة ) يا ( لا ينال عهدى الظالمين ) يا هر مشتقى كه در لسان دليل به اين نحو اخذ مىشود ، بگوئيم موضوع اعم از متلبس فى الحال و ما نقضى مىباشد ، يعنى كسى كه زنا ، دزدى و يا ظلم كرده است ، ولو در يك لحظه ، واجب است كه بر او حكم شلاق ، قطع دست يا ندادن عهد را جارى كنيم خواه تلبس باقى باشد يا زائل شده باشد ( بعبارت ديگر ) اگر مراد زا مشتق در آيات سهگانه اعم از كسى كه زنا ، دزدى يا ظلم كرده ، باشد خواه تلبس باقى باشد يا نه ، فهذا هو الذى ندعيه نحن و نرومه ، و اگر وضع مشتق خصوص متلبس فعلى باشد معقول نيست كه بعد از زوال عنوان حكم باقى باشد ، و اگر موضوع مشتق خصوص ما نقضى عنه المبدأ باشد يعنى كسى كه زنا ، دزدى يا ظلم در گذشته انجام داده نه در حال ، مدنظر باشد ، واجب است كه بر او شلاق ، قطع دست و ندادن عهد جارى شود ، چنين چيزى شامل متلبس فعلى نمىشود زيرا طبق فرض ، موضوع خصوص ما نقضى است و اين هم جدا باطل است زيرا كه متلبس ، قطعا اولى به حكم است بالجمله ) چارهاى نداريم كه بپذيريم مشتق مأخوذ در آيات سهگانه و امثال آن در اعم استعمال شده و موضوع حكم در آن عنوان من تلبس بالزنا است مىخواهد مبدأ باقى باشد يا اينكه از بين رفته باشد . پس ، از استدلال امام در اين گونه از روايات مىگوئيم كه :
اين مطلب اگرچه مبتنى بر استعمال مشتق در اعم مىباشد يعنى كسى كه متلبس به ظلم بوده خواه ظلم باقى باشد يا نه ، لكن استعمال اعم از حقيقت و مجاز است كما اشير قبلا فى تعارض الاحوال فتذكر ( عناية الاصول جلد 1 صفحه 148 )
مرحوم محقق داماد در جواب آقاى آخوند مىفرمايند :
مخفى نيست كه مجرد عدم معلوميت اينكه عنوان بنحو ثانى يا ثالث اخذ شده اشكال را دفع نمىكند مضافا به اينكه ظاهر كلام امام اتحاد زمان مشتق با زمانى كه به آن متخلق بوده است را مىرساند به عبارت ديگر ظاهر آيه شريفه با قطع نظر از قرائن خارجيه اين مطلب را افاده مىكند كه ظالم در زمان صدق عنوان ظلم بر او شايسته امر ولايت و عهد الهى نمىباشد مانند ظاهر عباراتى همچون اكرم العالم اين مطالب را مىرساند -