تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
هذا الجالس و با دست به شخصى اشاره مىكند حال در اين گونه موارد عنوان جالس ، هيچگونه دخالتى در موضوع واقعى ندارد بلكه فقط نقش اشاره را بازى مىكند . يا شخصى از امام مىپرسد معالم دينم را از چه كسى ياد بگيرم ، امام با دست اشاره مىكنند از اين جالس معالم دينت را اخذ كن ، در اين‌گونه موارد جالس ، اصلا موضوعيت ندارد بلكه فقط به موضوع حقيقى و واقعى اشاره مىكند . دوم : عناوينى كه براى اشاره به عليت عنوان براى حكم اخذ شده‌اند بگونه‌اى كه اتصاف ذات ولو در يك لحظه براى اثبات حكم كافى است به عبارت ديگر اين عناوين فقط در اصل حدوث حكم ، تحققشان ، شرط است ولى بعد از حدوث ، در بقاء حكم ، وجود آنها شرط نمىباشد يعنى علت حدوثااند نه بقاء . مثل عنوان سارق و زانى كه براى تحقق حكم قطع دست و ضرب شلاق ، همين كه ذات به عنوان سارق و زانى متصف شد كفايت مىكند و ديگر براى بقاء حكم ، نيازى به وجود آن عنوان ، نمىباشد ، همان‌طور كه اگر قاضى ، به دزد يا زانىاى كه سالها پيش مرتكب جنايت شده دسترسى پيدا كند او را مجازات مىكند . سوم : عناوينى كه هم حدوثا و هم بقاء براى اشاره به عليت عنوان براى حكم اخذ شده‌اند يعنى به محض اينكه ذات متصف به اين عناوين شد حكم محقق نمىشود بلكه براى ثبوت حكم علاوه بر حدوث اين عناوين ، بقاء آنها نيز شرط است مانند عناوينى چون عادل و مجتهد كه تا اين عناوين موجود باشد مىتواند اقتدا نمود يا تقليد كرد و براى جواز اقتدا و تقليد ، هم حدوث اين عناوين شرط است و هم بقاء آنها .
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 464 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان