و قد انقدح من بعض المقدمات 1 ) انه 2 ) لا يتفاوت الحال فيما هو المهم فى محل البحث و الكلام 3 ) و مورد النقض و الابرام اختلاف ما يراد من المبدأ فى كونه 4 ) حقيقنا او مجازا
اما لو اريد 5 )
1 ) مقدمه چهارم كه پيرامون انحاء تلبس ذات به مبدأ بود
2 ) شأن
3 ) محل بحث و كلام در بحث مشتق تعيين موضوع له مشتق مىباشد .
4 ) مبدأ
[ جواب آخوند از جهت دوم ]
5 ) جهت دوم : اگر از مشتقاتى مثل مضروب و مقتول معناى حدثى اراده نكرده باشيد بلكه از اينگونه موارد همان چيزى كه از فاعل صادر مىشود اراده نمائيد ، صحت سلب ، صحيح نيست و برعكس فرض قبلى عدم صحت سلب جريان دارد يعنى ما از فرد ما نقضى نمىتوانيم مضروب و مقتول را سلب نمائيم زيرا چنين معنايى ممكن است تا ابد باقى بماند مثلا معناى مضروب و مقتول طبق اين فرض هميشه وجود دارد يعنى اين شخص تا ابد ضرب بر او واقع شده يا فاقد روح است و اصلا زوالى مطرح نيست و ما نمىتوانيم مشتق را از ذات سلب نمائيم ، ولى با اين حال اين عدم صحت سلب دليل بر وضع مشتقات در اعم نيست زيرا همانطور كه قبلا عرض كرديم بحث ما در تعيين موضوع له و هيئت مشتقات مىباشد نه در اختلاف مبادى و در ما نحن فيه اين گونه بحثها پيرامون مبادى مىباشد و كرارا گفتهايم كه اختلاف مبادى نمىتواند تأثيرى در موضوع له مشتق داشته باشد .