تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
مما اذا كان دائما كذالك 1 ) ؟ فافهم 2 ) 1 ) در همه‌جا كثير يا اكثر باشد 2 ) شايد اشاره به اين مطلب باشد كه اگر بپذيريم در گاهى مواقع بخاطر كثرت حاجت معناى مجازى بيشتر از معناى حقيقى است مستلزم اين است كه مستشكل بتواند بگويد كه استعمال مشتق در ما نقضى نيز به همين نحو مىباشد . قلت 1 )

[ جواب آخوند به ان قلت مطرح شد ]

1 ) جناب آقاى آخوند از اين اشكال دو جواب مىدهند : ابتدا خلاصه‌اى از مطالب قبل بيان مىكنيم : ما طى مباحث گذشته گفتيم با اينكه مشتق در ما نقضى زياد استعمال مىشود ( اگر نگوئيم اكثر است ) ولى با اين حال بازهم هنگام شنيدن لفظ مشتقى خصوص متلبس بالفعل به ذهن تبادر مىكند و اين انسباق و تبادر الفاظ ، اطلاقى نبوده بلكه مستند به حاق لفظ است و شما هم اشكال كرديد كه اگر مشتق در خصوص متلبس بالفعل وضع شده باشد بايد كثير يا اكثر استعمالات مشتق به صورت مجازى باشد و اين با حكمت وضع تناسب ندارد . ما در جواب شما مىگوييم : 1 - اولا مجرر استبعاد مذكور يعنى اينكه مشتق در غالب يا اغلب موارد به صورت مجازى استعمال مىشود ضررى بر ما كه قائليم مشتق در خصوص متلبس بالفعل وضع شده وارد نمىكند زيرا استبعاد محض ، تاب مقاومت با ادله ما براى وضع مشتقات در اخص را ندارد . 2 - ثانيا غلبه مجاز وقتى حاصل مىشود كه استعمال مشتق در ما نقضى به لحاظ حال تلبس نباشد .