[ آيا در بحث مشتق اصل لفظى وجود دارد يا نه ؟ ]
سادسها 1 ) انه 2 ) لا اصل 3 ) فى نفس هذه المسأله 4 ) يعول عليه 5 ) عند الشك و اصالة عدم 6 )
[ مقدمه ششم : « اصل » در مسأله مشتق ؟ ]
1 ) بحث مقدمه آخر از مقدمات مشتق درباره « اصل » در اين مسأله مىباشد همانطور كه در بحث ظن مىگويند اصل اولى حرمت عمل به ظن است و حرمت را بعنوان اصل اولى در بحث ظن مطرح مىكنند تا در مواردى كه يقين به تأييد يا خروج آنها نداريم ، به آن اصل مراجعه نمائيم ، آيا در بحث مشتق نيز اصلى وجود دارد تا اگر در استدلالهاى آينده به نتيجهاى نرسيديم كه آيا مشتق در ما انقضى حقيقت است يا مجاز ، به آن اصل مراجعه كنيم ؟ يا اگر در وصف خاصى شك كرديم كه آيا در ما انقضى حقيقت است يا نه ، اصلى هست تا شك خود را بر طرف سازيم ؟
مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند اصل لفظى كه بشود در موارد مشكوك به مراجعه كنيم در ما نحن فيه وجود ندارد .
2 ) شأن
3 ) منظور اصل لفظى است به قرينه چند سطر بعد كه مىفرمايند اصل عملى
4 ) مشتق
5 ) اصل
6 ) ممكن است كسى بگويد اصالة عدم لحاظ خصوصيت ، اصل اولى در ما نحن فيه است به اين بيان كه روز اولى كه واضع مىخواست مشتق را وضع نمايد ، مشتق را براى خصوص متلبس بالفعل وضع نكرد بلكه براى اعم از متلبس بالفعل و ما انقضى وضع نموده است و اگر شك كرديم كه آيا مدنظر واضع خصوص متلبس بالفعل بوده يا