تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
* * * و مطربى جواب داد :
چشم عاشق چراغ را ماند * تا نميرد نمىرود خوابش « 1 »
در آن حال ، يكى از درباريان ، گفته كه اين بيت از ديگرى است و مطربى اين بيت را گفته :
چشم عاشق مثال دريايى است * كه نيابند خلق پايانش « 2 »
و چون جهانگير گفتهء مطربى را تأييد كرده است ، مطربى بيتى ديگر گفته است :
هركه عاشق بود به معشوقى * راست گويم نمىبرد خوابش « 3 »
و چون اين ابيات باعث خوشحالى جهانگير شده ، بيتى ديگر گفته است :
هركجا دل‌شكسته‌اى باشد * پادشاها به لطف دريابش « 4 »
* * * مطربى غير از اين ابيات ، رباعياتى نيز ، در مدح جهانگير شاه گفته است كه عبارتند از :
امشب كه خرد دود ز خواب آمده است * آفاق ز ماه نورياب آمده است در پرتو نور ماه شاه گرديد عيان * يا مهر به سير ماهتاب آمده است « 5 »
* * *
شاهى كه رخش به مهر و مه تابى داد * ابر كرمش به كشت دل آبى داد چون ديد كه صوفيم به پيرانه‌سرى * سرخ‌آب نداد ، بلكه سرخابى داد « 6 »
* * *
هامش
( 1 ) . مأخذ پيشين . ( 2 و 3 و 4 ) . همانجا ، ص 44 . ( 5 ) . همان مأخذ ، ص 42 . ( 6 ) . همانجا ، ص 35 . اين بيت را مطربى وقتى سروده است كه جهانگير شاه ، از شكار بازگشته بود و پرنده‌اى به نام « سرخابى » شكار كرده بود و آن را به مطربى بخشيد .