شبى روشنتر از صبح جوانى * در او آماده عيش و كامرانى « 1 »
* * *
روز ديگر كه شد از مهر جهان نورانى * سود اقبال به خاك ره شه پيشانى « 2 »
* * *
روز ديگر كه شد از مهر جهان نورانى * گشت ظاهر به جهان كوكبهء سلطانى « 3 »
* * *
روز ديگر كه در اين پرگنهء عيش و حضور * بط زر سر بهدر آورد ز سرچشمهء نور « 4 »
* * *
روز ديگر كه جهان را تب خورشيد گرفت * سپر از گردش و شمشير ز خورشيد گرفت « 5 »
* * *
شبى چون صبح صادق نورافشان * جهان روشنتر از خورشيد تابان « 6 »
* * *
شبى چون زلف خوبان در درازى * نموده عقل در وى كارسازى « 7 »
* * *
شب ديگر كه پرچراغان شد * هرطرف دلبرى نمايان شد « 8 »
* * *
شبى چون طرّهء خوبان معنبر * ز عطرش مغز جان و دل معطر « 9 »
* * *
شبى چون روز دولت نورافزا * از او فيض مقدس گشته پيدا « 10 »
* * *
هامش
( 1 ) . خاطرات واقعهء ، واقعهء پنجم ، ص 28 .
( 2 ) . همانجا ، واقعهء ششم ، ص 31 .
( 3 ) . همانجا ، واقعهء هفتم ، ص 33 .
( 4 ) . همانجا ، واقعهء هشتم ، ص 34 .
( 5 ) . همانجا ، واقعهء نهم ، ص 35 .
( 6 ) . همانجا ، واقعهء دهم ، ص 39 .
( 7 ) . همانجا ، واقعهء يازدهم ، ص 41 .
( 8 ) . همانجا ، واقعهء دوازدهم ، ص 42 .
( 9 ) . همانجا ، واقعهء سيزدهم ، ص 43 .
( 10 ) . همانجا ، واقعهء چهاردهم ، ص 48 .