طمع مكن ز كسى « مطربى » كه شكل طمع * سه حرف و جملهء او را ميانه كاواك است « 1 »
* * *
خوش آيد ز سرو روانت روايت * ز لعل لب دُرچكانت حكايت « 2 »
* * *
سخنى چند در ميان آورد * پيش آن جمع ترجمان آورد « 3 »
* * *
از مشك نه خط بر مه تابان تو باشد * آن آيت خوبى است كه در شان تو باشد « 4 »
* * *
هرآن كو مبتلاى دوست باشد * رضاى او رضاى دوست باشد « 5 »
* * *
بتان كه بر رخ گل خط ز مشك ناب كشند * ز خط خود رقم ردّ بر آفتاب كشند « 6 »
* * *
شكر كه اين نامه بهعنوان رسيد * پيشتر از عمر به پايان رسيد « 7 »
* * *
يا زر به هردو دست كند خواجه در كنار * يا موج روزى افكندش مرده در كنار « 8 »
* * *
ساقى به عشرت كوش در دوران گل * مگذار از كف جام تا پايان گل « 9 »
* * *
هامش
( 1 ) . تذكرة الشعراء ، ش 76 .
( 2 ) . همان مأخذ ، ش 238 ، كه مطربى بهعنوان مقطع غزل فرهادتامه سروده است .
( 3 ) . همان مأخذ ، ش 3 .
( 4 ) . همان مأخذ ، ش 172 .
( 5 ) . خاطرات مطربى ، ص 16 .
( 6 ) . تذكرة الشعرا ، ش 71 .
( 7 ) . خاطرات مطربى ، ص 74 ، به مناسبت پايان يافتن خاطرات .
( 8 ) . همان مأخذ ، ص 71 .
( 9 ) . تذكرة الشعرا ، ش 18 .