تو آن غوّاص دُريابى كه درياى حقايق را * گهرافشان كنى با ما به مضمونات آيتها
تويى اول ، تويى آخر ، تويى ظاهر ، تويى باطن * تويى مطلوب هرطالب ، تويى مقصود غايتها
به ارشادم چو بگزيدى ، به خدمتهات كوشيدم * بهجز حسرت نشد حاصل نصيبم زين شفاعتها
به هرجايى كه مىباشم ميان خلق بربستم * به گوش خود شنيدستم ، ز هرجانب كنايتها
جوابى غير از اين نبود مرا هركس كه مىبيند * كجا بودى تو حايطها ، چه آوردى حكايتها
دريغا عمر شد آخر نشد مقصود من حاصل * به نوميدى خود كس را نديدم در ولايتها
به روز حشر عابد را عباداتش بود حامى * بهجز الطاف حق نبود « امينى » را حمايتها
سنّ شريف ايشان ، از هشتاد متجاوز نشده بود كه شهباز روح پرفتوح ايشان ، نداى :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً .
« 1 » را لبّيك اجابت گفته ، به پرواز آمد و قفس قالب را پرداخته ، بر غرفات خلد برين و شرفات اعلى عليّين :
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ .
« 2 » آشيان ساخت و قبر شريف ايشان ، در قريهء متبرّكهء دهبيد ، در صفّهء والد عالىشان واقع است ، يزار و يتبرّك به .
هامش
( 1 ) . سورهء فجر ( 89 ) ، 27 - 28 .
( 2 ) . سورهء قمر ( 54 ) ، 55 .