پرداخته . من كلام امير المؤمنين و امام المتقين - كرّم اللّه وجهه - : « اولئك الاقلّون عددا و الاعظمون قددا و اولئك خلفاء اللّه فى ارضه » « 1 » ايشان جماعتىاند كه به دام دنيا فرو نيايند و به دانهء عقبا سر در نيارند . نه لباس اساس دنيا پوشند و نه قدح فرح عقبا نوشند .
كما قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - : « الدّنيا حرام على اهل الآخرة ، و الآخرة حرام على اهل الدنيا و هما حرامان على اهل اللّه » « 2 » و حضرت ايشان گاهى در غلبات وجد واردات غيبيّه را ، در سلك نظم ، منتظم مىگردانند و صاحب ديواناند و اين چند غزل دلفريب ايشان را جناب عمدة الامرا حاجىبى اتاليق قوشچى ، از حضرت مخدومزاده ، خواجه هاشم - سلّمه اللّه - تبرّكا مطالعه نموده ، به فقير لطف نمودند .
غزل :
پرىوشى دل ما را ، به يك كرشمه ربود * خلاص ساخت ز هستى و جان ما آسود
به صد هزار نياز از خداى مىخواهم * به يك كرشمهء ديگر كه سازدم نابود
چو روى خوب تو آيينهء خداىنماست * موحّدى كه تو را ديد گفت : يا معبود
مراد بنده ملاقات آن سگان در است * خدا مرا برساند ، مگر به اين مقصود
بهجز تو نيست ، مراد دگر « امينى » را * كه هرچه غير تو باشد ، نخوانمش موجود
غزل ديگر :
حسن جهانگير تو تا زد علم * عشق مرا كلك قضا زد رقم
تا بنمودى رخ زيباى خويش * رفت ز جان صبر و قرار از دلم
عشق تو مىگويم و جان مىدهم * لذّت عشق تو نرفت از دلم
واسطهء دولت و اقبال ماست * خواجهء احرار شه محترم
زندگى من به غم عشق توست * بىغم عشق تو كجا مىزيم
بنده « امينى » است دعاگوى تو * بندهء خود را بنواز از كرم
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه حكمت 147 فراز 12 : « اولئك - و اللّه - الاقلّون عددا و الاعظمون عند اللّه قدرا . . . اولئك خلفاء اللّه فى ارضه و الدّعاة الى دينه . »
( 2 ) . رسائل شاه نعمت اللّه ولى ، 1 / 186 .