مىگردد .
حسامى :
دل را اگر تو خانهء صدق و صفا كنى * حق مىكند قبول هرآنچه دعا كنى
للّه الحمد و المنّة كه حلاوت آن حلوا تا حالا در طبع اين كمينه ظاهر است . بدان كه كرامات اوليا حق است و منكر اين طايفه گمراه .
نظم :
مباش منكر حال ولى ، يقين مىدان * كه هرچه مرد خدا خواست آنچنان گردد
اگر به سنگ كند التفات جان گيرد * وگر به كوه اشارت كند روان گردد
طايفهاى از معتزله « 1 » منكر كراماتاند و مىگويند كه اگر كرامات حق باشد ، لازم مىآيد كه فرق ميان ولىّ و نبىّ نباشد ، جواب گويم كه نبىّ دعوى مىكند و ولىّ تسليم .
نظم :
در حقيقت ولىّ و پيغمبر * هردو از غيب مىدهند خبر
آن به وحى است و اين به تفهيم است * آن به دعوى و اين به تسليم است
و حق - سبحانه و تعالى - در كلام مجيد خود فرموده :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 2 » و شاه بارگاه رسالت - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمودهاند : « انّ للّه تعالى عبادا ليسوا بانبياء و لا شهيدا ، يغبطهم النبيّون و الشهداء ، لقربهم الى اللّه تعالى - الى آخر الحديث » « 3 » يعنى به درستى و راستى كه اللّه تعالى را بندگانند در قباب عزّت متوارى و در نقاب غيرت مخفى كه بعضى انبياء را بر احوال ايشان ، غبطه مىآيد ، اگرچه ايشان جامهء نبوّت نپوشيدهاند و جام شهادت ننوشيدهاند ؛ اما انبياء از حالت قرب ايشان ، به حضرت عزّت - جلّ جلاله - عجب مىمانند ، زيرا كه ايشان رجال بيداى قدماند [ كه ] در صحراى حدوث تاخته و سالكان صاحبقدماند كه ساحت خانهء دل را ، از خس و خاشاك غير
هامش
( 1 ) . در نسخه استنساخ شده : ( معزله ) .
( 2 ) . سورهء يونس ( 10 ) ، 62 .
( 3 ) . مسند احمد بن حنبل ، 5 / 229 ، 239 ، 328 ؛ سنن ترمذى ، كتاب زهد ، 53 رقم 2390 با اندكى تفاوت .