تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
صاحب استدراج است - اگر خفائى درين معنى است عوام كالانعام راست نه طالبان را ، و خفاى عوام نزد خواص از حيز اعتبار ساقط است كه ، منشاى آن مرض قلبى است و غشاوهء بصرى - چيزهاى بسيار بر عوام مخفى مانده كه دانستن آنها از دانستن اين تفرقه ضرورىتر است و لنختم هذا المكتوب ببعض المعارف التى تنفعك فى ازالة مثل هذه الشكوك و الشبهات بدانكه معنى تخلق باخلاق اللّه كه در ولايت ماخوذ است آنست كه حاصل شود مر اولياء اللّه را صفاتى كه مناسب باشند مر صفات واجبى را ، تعالى ، ليكن آن مناسبت در اسم بود و مشاركت در عموم صفات نه در خواص معانى كه آن محال است و مستلزم قلب حقايق در تحقيقات خواجه محمد پارسا قدس سره مىفرمايد در مقام بيان معنى تخلقوا باخلاق اللّه صفت ديگر ملك است و معنى ملك متصرف بود بر همه - چون روندهء راه بر نفس خود متصرف شود ، و او را مقهور تواند داشت ، و تصرف او در دلها نفاذ يابد بدين صفت موصوف شده باشد - صفت ديگر سميع است و معنى سميع شنواست - چون روندهء راه سخن حق را از هركس كه باشد بىگرانى قبول كند و اسرار غيبى و حقائق به گوش جان فهم كند بدين صفت موصوف شده باشد - صفت ديگر بصير است و معنى بصير بيناست - چون روندهء راه را بصر بصيرت او بينا شده باشد و بنور فراست همه عيوب خود بيند ، و كمال حال ديگران يعنى همه‌كس را به از خود بيند ، و نيز بصيرى حق منظور نظر او شده باشد تا هرچه كند بر موجب پسنديدهء حق كند بدين صفت موصوف شده باشد - صفت ديگر محى است و معنى محى زنده‌كننده بود - چون روندهء راه باحياى سنت متروكه قيام نمايد بدين صفت موصوف شده باشد - صفت ديگر مميت است و معنى مميت ميراننده بود - چون سالك بدعتهائى كه بجاى سنت گرفته‌اند وى منع آن بدعتها نمايد بدين صفت موصوف شده باشد ، على هذا القياس - و عوام معنى تخلق را برنگ ديگر فهميده‌اند ، ناچار در تيه ضلالت فرونشسته‌اند - خيال كرده‌اند كه ولى را احياى جسدى در كار است و اشياى غيبى مىبايد كه اكثر بر وى منكشف شود ، و امثال اين‌ها - و هو كما ترى من الظنون الفاسدة ان بعض الظن اثم و ايضا خوارق منحصر در احيا و اماتت نيست - علوم و معارف الهاميه از اعظم آيات است و ارفع خوارق ، لهذا معجزهء قرآنى از ساير معجزات اقوى و ابقى آمد - چشم بگشايند كه اين همه علوم و معارف كه در رنگ ابر نيسان مىريزند از كجاست ، علوم به اين همه كثرت بتمامها موافق علوم شرعيه‌اند سر موى مخالفت را گنجايش نيست - اين خصوصيت علامت صحت علوم است - حضرت خواجهء ما قدس سره نوشته بودند كه علوم شما همه صحيح است اما چه فائده كه سخن حضرت خواجه بر شما حجت نيست هرچند خود را پيرپرست ناميد ، زياده چه نوشته آيد و