و عليهم الصلاة و السلام دخل داده بودند ، روح او را قدس سره نيز دخل داده باشند ، و خدمت آبريزى به او سپرده و بعد از نشاء عنصرى او بلكه بعد از كمال او به اين معنى او را اطلاع داده باشند جائز است كه حضرت حق سبحانه و تعالى ارواح مجرده را قدرتى بدهد كه افعال اجسام صادر نمايد - ازين قبيل است آنچه بعضى از كبرا از افعال شاقهء خود خبر دادهاند كه پيش از وجود عنصرى بقرون متطاوله صادر شده بودند - آن صدور افعال از ارواح مجردهء ايشان بوده و اطلاع برين معنى ايشان را بعد از وجود عنصرى حاصل شده - جمعى را صدور اين افعال در توهم تناسخ مىاندازد و حاشا و كلا كه بدنى ديگر به او تعلق گرفته باشد - روح مجردست كه باقدار خداوندى جل سلطانه كار بدن مىكند و ارباب زيغ را در ضلالت مىاندازد
درين مقام مجال سخن بسيارست و تحقيقات غريبه فائض گشته - اگر توفيق يافت جايى ثبت خواهد نمود انشاءالله تعالى ، الآن وقت مساعدت ننمود ، و ايضا پرسيده بودند كه در رشحات مىنويسد كه چون خواجه علاء الدّين قدس سره از مولانا نظام الدّين خاموش ، گران خاطر شده خواستند كه ازيشان سلب نسبت كنند مولانا در آنوقت التجا بروحانيت آن سرور آورد ، عليه و على آله الصلاة و السلام و از آن حضرت عليه و على آله الصلاة و السلام به حضرت خواجه خطاب رسيد ، كه نظام الدّين از آن ماست كسى را بر وى مجال تصرف نباشد ، و جاى ديگر در همين كتاب مىنويسد كه در پيرى حضرت خواجه احرار قدس سره از مولانا سلب نسبت نمودند - مولانا مىگفت كه خواجه ما را پير يافتند و هرچه داشتم بردند ، و در آخر كار مفلس گردانيدند - اين چگونه بود كه حضرت رسالت عليه و على آله الصلاة و السلام كسى را كه از خود ساخته باشند و فرموده كه كسى را بر وى مجال تصرف نيست ، حضرت خواجه احرار قدس سره چگونه بر وى تصرف كنند ؟ بدانند كه حضرت خواجهء ما قدس سره اين نقل را نمىپسنديدند و در سلب نسبت مولانا توقف داشتند و مىفرمودند كه مولانا عبد الرحمن و غير ايشان از مريدان مولانا سعد الدّين كاشغرى كه مريد مولانا نظام الدينست بسيارند و هيچيكى به اين نقل لب نگشاده است و به ردّ و قبول پيش نيامده ، مولانا فخر الدّين على از كجا نوشته باشد ؟ و اگر اين خبر صدق مىداشت بتواتر نقل مىشد لتواتر الدواعى على نقله ، و چون بتواتر منقول نگشت و به خبر واحد قرار گرفت معلوم شد كه در صدق آن تردست و بعضى از نقلهاى ديگر كه صاحب رشحات كرده است از صدق دورند ، و اهل اين سلسلهء عليه دران نقلها ترددها دارند ، و هو سبحانه اعلم - و ايضا حضرت خواجهء ما قدس سره مىفرمودند كه مفلس ساختن دلالت بر سلب ايمان دارد - اعاذنا للّه سبحانه منه ، و اين معنى تجويز نمودن بسيار مشكل است ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهاب -
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة 193
مساهمون: محمدصادق دهلوي
ص١٩٣