تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 186

مساهمون:

صمقدمه ١٨٦
اسباب ظاهرى بسبب معيشت چنگ درزند و اين معنى مكشوف خاطر فيض مآثر گشته برمز و ايما ازين 1 داعيه منع مىنمودند . ناگاه ببركت 2 توجه و التفات شريف نگرانى مرتفع شد و جمعيتى 3 پيدا آمد و حالتى دست داد كه اين قصيده در حسب حال خود نظم نموده با عريضه بملازمت فرستادم 4 .
من مست و لاابالى و 5 رند و قلندرم * يعنى اسير جام و صراحى و ساغرم [ 303 ] از فكرهاى بيهده آسوده گشته‌ام * پيوسته در غم دگر و 6 فكر ديگرم قطع اميد كرده‌ام از مفرش حرير 7 * خشت است بالش و خاك است بسترم ديروز اگرچه 8 بود هزار آرزو بدل * امروز از 9 هزار يكى نيست در سرم از جان هواى 10 مسند كيخسروى گذشت * در دل نماند آرزوى ملك سنجرم آن دلق حرص و آز برون 11 كردم از بدن * اين كسوت قناعت و فكر است در برم دين را به هيچ‌كس پى 12 دنيا نمىدهم * آن را نمىفروشم و اين را نمىخرم شكر خدا كه چشم طمع دوختم ز خلق * فارغ ز منت فلك و چرخ چنبرم در ملك 13 فقر سكه بنامم درست شد * يعنى كه ملك فقر به از هفت كشورم از گردش زمانه تهى كيسه نيستم * از دوستى آل محمد توانگرم 14 منت خداى را كه غلام محمدم 15 * شكر خدا كه بندهء آل پيمبرم 16 آن خواجهء كه هر دوجهان شد طفيل او * در مدح او چگونه رسد فكر قاصرم 17 نتوان نگاشت حرفى از اوصاف حضرتش * كاغذ اگر بود 18 به مثل چرخ اخضرم آن به كه 19 بعد ازين بهزاران اميد عفو * روى نياز بر در ياران 20 او برم بر رغم رافضى كه زبانش بريده باد * از جان و دل محب ابو بكر و عمرم بر رغم خارجى كه نصيبش جهنم است * از بندگان درگه عثمان و حيدرم
چون منظور نظر كيميا اثر گشت اين رقعه عنايت فرمودند 21 : قصيدهء آن برادر و كتابت آن فرزند برخوردار سبب خوشحالى گشت . باستقامت مشرف باد و همواره به اين نغمات خيرخواهان را مسرت‌بخش باشند و با اين اگر 22 خبر مير سيد كه بموافقت و صحبت يكى از اصحاب