تسليم كرد و اين واقعه در نهصد و هشتاد و نه واقع شد 1 در عهد جلال الدّين اكبر پادشاه ، و قبر وى در دهلى است .
شيخ حسن بودله 2
قدس سره
از * اولاد بعضى اكابر شهر و از اول فطرت مجذوب و از اطوار عالم فارغ آمده . حالتى غريب داشت . در اخبار الاخيار آمده كه او 3 اكثر اوقات برهنه بودى و عضو مخصوص وى هرگز انتشار نكرد بلكه مثل غلوله بود كه در ديوار زنند . هرچه پيش مىآوردند بقوالان مىداد 4 و 5 با وجود حالت 6 ديوانگى بصور جميله ميلان خاطر تمام داشت و چون سادهروئى را ديدى ذوقها كردى .
بعضى از علماى 7 وقت وى را در خدمت سرور كاينات عليه افضل الصلوات در خدمت طهارت حاضر ديده و بعضى از خاصان گفته كه ما وى را در حرم مكه ديدهايم 8 . گويند سليم خان پسر شير خان سور 9 پيوسته آرزوى آن داشت كه [ 234 ] شيخ حسن بر بساط وى قدم نهد . روزى از بسيارى خواهش بمقتضاى 10 روش جذبه برآشفت و گفت : زود باشد كه سراسر بساط 11 نشاط شما پيچيده شود .
پس از چند روز اثر آن سخن بظهور آمد . منقول است كه هر طرف كه شيخ حسن آهنگ خراميدن كردى دماغ آنجائيان معطر شدى و به آن رايحه استشمام آمدن وى مىكردند و عجبتر آنكه بول و غايط 12 او بوى ناخوش نداشت .
وفاتش در سنهء سبع و ستين و تسعمائه بوقوع آمده ، در بيست و پنجم ربيع الاول .
روضهء او نزديك مقبرهء خواص خان در بازار دهلى است و خواص خان از خادمان شير خان 13 سور 14 بوده و 15 از نهايت سخا و جود مشهور گشته . در سال نهصد و شصت 16 بفرمودهء سليم خان شهيد شده 17 .
مولانا محمد مجد قدس سره
در طبقهء * مغربيه احمديه ارادت داشت و سلوك طريقت بروش بزرگان آن سلسله مىكرد . از اكثر علوم عرفى و دانش رسمى بهرهور بود . در زمان 18 سلطان مظفر گجراتى از حجاز بگجرات آمد . سلطان در سلك شاگردان وى منتظم