افتاد و 1 با وجود سستى و ضعف 2 سلطان محمد شاه بسبب تقويت بهلول لودى كه يكى از امراى 3 او بود ، و در عهد وى [ 187 ] صاحب امتياز تمام گشت ده سال و چند ماه پادشاهى كرد . بالآخر در سال هشتصد 4 و چهل و 5 هفت سلطان باجل طبيعى 6 درگذشت . پسر او را علاء الدّين خطاب داده بپادشاهى اختيار نمودند و 7 او درين كار 8 سستتر و ضعيفراىتر از پدر 9 بود . طاقت خلاف و جدال نداشت . چندى در دهلى گذرانيده در بدائون رفته بعيش و كامرانى مشغول شد و پادشاهى مملكت بطوع و رغبت بملك بهلول لودى گذاشت .
مدت ملك وى هفت سال و چند ماه بود بعد از آن بجوار رحمت حق پيوست .
شيخ محمد مشايخ قدس سره
فرزند حاجى عبد الوهاب و نبيرهء دخترى شيخ صدر الدّين و برادر كهتر شاه ابو الغيث بوده و از 10 شاه عبد اللّه قريشى استفاضه و استفاده نموده و از پدر بزرگوار خود نصيبى تمام يافته جانشين و صاحب سجاده شد . بعلوم 11 ظاهرى و باطنى آراسته بود . چون حاجى عبد الوهاب مرتبهء ثانيه متوجه طواف حرم شد او را نايب مناب ساخت . اكل حلال و صدق مقال كه از لوازم اين راه است در وجود شريف او بكمال بود . گويند چون 12 رايات نصرت آيات پادشاه معدلت صفات محمد همايون انار اللّه برهانه متوجه تسخير [ 188 ] بلاد گجرات گشت شيخ محمد مشايخ را تكليف همراهى نمود بمقتضاى 13 لزوم طاعت 14 اولو الامر 15 چاره نماند 16 ، به آن صوب روان شد . براى قوت خود غله و آنچه ضرورى است از دهلى برداشت تا از وجه نهب و تاراج چيزى نخورد . همان روز كه قوت وى تمام شد وفات يافت و كان ذلك فى يوم الاحد 17 سبع و عشرين من الشعبان . يكى از فضلا 18 خ خ شيخ هادى بود خ خ تاريخش يافته . عمر شريف وى پنجاه سال بود . مدت ده سال بعد از پدر بزرگوار خود بهدايت خلق اللّه اشتغال داشت . چون شيخ محمد مشايخ برياض روحانى خراميد فرزند سعادتمند وى شيخ عبد الكريم بجاى او نشست . و قدم بر قدم آباى 19 بزرگوار خود مىرفت و صاحب علم و عمل