اى تو را در بر لباس پراساس « انّما » * وى ز تاج « هَلْ أَتى » « 1 » بر تارك « 2 » افسر يافته
با همه نور و ضيا ، خورشيد ، نور خويش را * پيش مهر طلعتت از زهره كمتر يافته
هر كجا عنقاى قدرت بال همّت كرده باز * قاف تا قاف جهان را زير شهپر يافته
كرده حاصل كيمياگر از غبار كوى تو * آنچه از خاصيت گوگرد احمر يافته
در امامت از ورود « انّما » و « هَلْ أَتى » « 3 » * هر دم از ديوان حق ، منشور ديگر يافته
خادمى از خادمانت خويش را در مرتبت * ثانى ناموس اكبر ، بلكه اكبر يافته
نيست مُهر مهرِ بر گردون كه از بهر شرف * آل تمغائيست ، كان از آل « 4 » حيدر يافته
داده جا خورشيد را در زير سايه هركسى * چتر اقبال تو خود را سايهگستر يافته
ملجأ ارباب ملت ، سرور عالىنسب * پيشواى اهل دين شاه عجم مير عرب
اى مكين « 5 » مسند حق در مكان مصطفى * وى در اسرار الهى همزبان مصطفى
در شب اسرى كه جبريل امين از راه ماند * بر فراز عرش بودى همعنان مصطفى
هامش
( 1 ) . انسان / 1 .
( 2 ) . اصل : تاك .
( 3 ) . انسان / 1 .
( 4 ) . اصل : اهل .
( 5 ) . اصل : نگين .