ابيات مختار كه در اين كتاب مسطور است از زبدهء نتايج آن طبيعت . وفات مولانا در شانزدهم شعبان سنهء 960 اتفاق افتاد و جهت ضبط سال ، بلبل طبع حسان العجم مولانا محتشم اين ترانه آغاز نهاد .
شعر
نعمتى شاعر مادح كه فتاد * مدح بسيار در افواه ازو
سببش اينكه نيامد به ظهور * غير مدح اسد اللّه ازو
گشت برطبق تقاضاى قضا * دهر پرداخته ناگاه ازو
من كه پيش از همه ياران بودم * همدم نالهء جانكاه ازو
بهر تاريخ وفاتش گفتم : * « نعمتى شد ز جهان آه ازو » « 1 »
انتخاب غزليّاته
خلق مىخوانند ما را عاشق و بدنام و مست * آرى آرى در حق ما هرچه مىگويند هست
با وجود آنكه خود دارند صد آلودگى * گاه ما را رند مىخوانند ، گاهى مىپرست
هر طرف خلقى به خون ما كمر بستند ليك * خوشدلم كز دردمندان هيچ كس طرفى نبست
* * *
باز رسيد ترك من از پى قتل عاشقان * تيغ كشيده و زده ، دامن ناز بر ميان
زندهء جاودان بود كشتهء خنجر غمش * زانكه زلال تيغ او ، هست حيات جاودان
هامش
- الابرار گفته . . . اين مطلع از اوست :هلال عيد را ميل است با ابروى زيبايش * كه بر بام فلك خم گشته از بهر تماشايش »ترجمهء احوال شاعر در عرفات ، ص 760 نيز مذكور است .
( 1 ) . به سال 960 ه . ق اشاره دارد .