مىنمود از آن جمله عزيزى حكايت كرد كه روزى در ماه رمضان به من رسيده و پارهاى حلواى شكر و كليچه ريزهاى چند خريده به من تكليف روزه گشودن كرد چون با وى مذمّت كردم و قبول آن اباحت ننمودم روى درهم كشيده گفت : مگر تو زنى كه روزه داشتن را به جدّ دارى ؟ چه اين كار زنان و عادت ايشان است . اين گفت و رنجيده از من درگذشت و بعد اليوم ، ديگر به من خصوصيت نكرد . غرض از اين حكايت آن است كه سيد مشار اليه از اين نوع حالات بسيار داشت . امّا در آن بيمارى كه از اين جايگاه جسمانى و آلود نگاه روحانى رحلت نمود به شرف توبه موفق گشت . اميد هست كه حضرت كريم جميل گناهان و افعال بد ما گناهكاران را به آب غفران محو فرمايد و به فضل شامل و رحمت كامل شيعيان اهل بيت را از نوميدى دم آخر و وسوسهء شيطان حرامى برهان به حق محمد و آله المعصومين .
رباعيّه
يا رب كه ز محرمان درگاهم كن * وز جملهء عارفان آگاهم كن
بر تاب رخم ز كجروى چون فرزين * در عرصهء عاشقان خود ، شاهم كن
امّا تاريخ فوت سيد مشار اليه را يكى از فصحا چنين گفته .
شعر
مير مسعود چو شاخ عمرش * ناگهان سيل فنا كند از بيخ
گفت طبعم پى سال فوتش : * « سيد شاعر كاشى » « 1 » تاريخ
انتخاب غزليّاته
چو ذره دور ز خورشيد خود قرار ندارم * تمام شوقم و در بزم وصل بار ندارم
شراب شوق توام ساخت بىخبر ز دو عالم * مدام مست مى شوقم و خمار ندارم
* * *
هامش
( 1 ) . به سال 976 ه . ق اشاره دارد .