كُشته گشتيم و تن زار در آن كوى بماند * دل به يكسوى طپان ، چشم به يكسوى بماند
گلرخان گوش به درد دل عاشق كردند * گل نورستهء ما بود كه خودروى بماند
چون گذشتى به چمن جلوهكنان از سر ناز * سرو از پاى درافتاد و گل از بوى بماند
* * *
هرگه آن بدمست از كاشانه مىآيد برون * شعله را ماند كز آتشخانه مىآيد برون
تا درون سينهام مهر رخت پرتو فكند * آفتاب از روزن اين خانه مىآيد برون
از غلوى جذبهء عشق است نذرى اينكه يار * هر زمان از بزم بىتابانه مىآيد برون
* * *
نمىدانم چه بىدردىست يا رب ناصح ما را * كه چاك سينه را از چاك پيراهن نمىداند
به هرجا چشم افكندم جمالت پرتوافكن شد * كليم طور عشقت وادى ايمن نمىداند
سيه شد خانهء دل بس كه در وى آه من پيچيد * مگر دود دل عاشق ره روزن نمىداند
* * *
اى محبت به توام هست اميدى بسيار * نگذارى كه مرا از نظر اندازد يار
از خطايى كه نكرديم ، هزاران توبه * وز گناهى كه نكرديم ، هزار استغفار
* * *