آنجاى كه اوست شام ، صبح است * اينجا كه نه اوست صبح ، شام است
فرزند ائمه بود او را * تاريخ : دوازده « امام » است « 1 »
[ 27 . ] مولانا حيدر ذهنى
در سلك اعاظم شعرا و ظرفا و اجلّهء مستعدان و خوشطبعان كاشان منتظم بود و در طرز غزل و هزليّات خصوصا به زبان اهل كاشان متفرّد مىنمود ، در اوايل ايّام صبا به تحصيل فنّ شعر مشغول گشت و چون طبعش به غزل مايلتر بود در مدّت شاعرى هرگز زبان به مدح اهل روزگار نگشود ، و ايضا به واسطهء شوخى طبيعت و وسعت مشرب ، اوقات را به لوندى مىفرسود و طبع و ذهن خود را كار نمىفرمود و باوجوداين حالات ، در بعضى اوقات ابيات خوب و اشعار مرغوب از گنجينهء طبع وقّادش به عرصهء ظهور مىرسيد و بسيارى از آن ابيات در ميان مستعدّان زمان مذكور و مشهور است ، امّا در وسط احوال ، به سبب مخالطت بعضى عزيزان ، به لعب نرد و گنجفه و ديگر ملاهى ذوق پيدا كرد و آنچه از خود داشت و از پدر ميراث يافته بود در اندك زمانى به داو نهاده ، مجرّد گرديد .
رباعيّه
مردى بايد از دو جهان تاختهاى * بنياد وجود خود برانداختهاى
زين گرم روى « 2 » سوختهاى ساختهاى * در داو نخستين دو جهان باختهاى
مجملا مردى فراغتطلب ظريفوش پسنديده اطوار شيرين حركات بود و در هيچ وقت دامن نامرادى و صحبت خوشطبعان از دست نداد و پاى طمع در باديهء حرص و طلب ننهاد ، امّا صحبت اغنيا به واسطهء مطعومات نيكو و مشروبات لذيذ دوست مىداشت بلكه مردم دنيادار را به صحبت و فراغت ترغيب مىنمود و از قبض مال و جمع زر منع مىفرمود ، و بىشائبهء تكلّف و غائلهء تصلّف در صفت جود و سخاوت و سلوك بذل و مروّت عديل و نظير نداشت و مادام آنچه از هر جهت حاصل مىكرد صرف مستعدان و جوانان مىنمود و تخم محبّت در زمين دل نامرادان و لوندان مىكاشت و پيوسته به سخنان دلاويز و لطايف
هامش
( 1 ) . به سال 984 ه . ق اشاره دارد . اين عدد از ضرب كردن عدد دوازده در معادل عددى واژهء « امام » كه برابر عدد 82 است ، به دست مىآيد .
( 2 ) . اصل : رو .