ديشب كه به هجر تو سروكارم بود * چرخ از سر نو « 1 » در پى آزارم بود
در كوى تو آتشى نمود از دورم * چون پيشتر آمدم دل زارم بود
* * *
از گريه چو شب در جگرم تاب افتد * وين سيل بلا به خانهء خواب افتد
از كثرت اشك ، چشمم آمد به نظر * چون عكس ستارهاى كه در آب افتد
* * *
از خوشدلىام غم به فغان آمده است * وز زندگىام اجل به جان آمده است
بعد از عمرى كه ديدهام روى تو را * بر خاطر طالعم گران آمده است
[ 12 . ] قاضى برهان الدين محمد باقر
نبيرهء امير عطا اللّه عروضى « 2 » و پسر امير فخر الدين على قاضى است كه اين بيت از نتايج طبع اوست .
شعر
بازم نمكى بر جگر ريش فتادهست * سوز جگر از طاقت من بيش فتادهست
امّا قاضى مشار اليه بعد از پدر ، متكفّل امر خطير قضا گرديد و علم و كمال و عظمت و اقبالش اضعاف مراتب پدر شد و قريب به سى سال باشد كه در دار المؤمنين كاشان به امر قضا اشتغال دارد و به منصب اقضى القضاتى و مقدّمى و پيشوايى اهل شرع روزگار مىگذراند ، امّا در زمان خاقان جنّت مكان به واسطهء كدخدايى كه ساخته بود و زوجهء وى منكر عقد شده ، چندگاه از شغل خود معزول گرديد و ايّامى متطاول در اردوى همايون سرگردان اوقات گذرانيد تا آنكه آن عفيفه را بىطلاق به شخصى ديگر عقد كردند و بعد از آن ضرورة ، منكوحه را به اعتقاد خود طلاق گفته ، باز منصب قضا را گرفت و به وطن مألوف
هامش
( 1 ) . اصل : سر تو .
( 2 ) . امير برهان الدين عطا اللّه در شهر نيشابور متولّد شد و در هرات به تحصيل علوم پرداخته و در سال 919 هجرى در شهر مشهد ديده از جهان فروبسته . ازوست منظومهاى در عروض در صنايع شعرى . « برگرفته از : الذريعة ، ج 9 ، ص 728 » در مجالس النفايس ، ج 4 ، ص 92 و 266 نيز در مورد وى مطالبى آمده است .