برهمنزادهء اين بتكدهام ننگم باد * گر بپرسم ز كسى حلقهء زنّار كجاست
منم آن بلبل دور از گل ناديده چمن * كه همه عمر ندانسته ، كه گلزار كجاست
* * *
نگاهبانى خود داد تا نگاه مرا * دگر به چشم نديد آفتاب ماه مرا
به زير چشم نگه كردنش به آن ماند * كه مىرود ز پى و مىخرد نگاه مرا
نماندهست به محشر اميد مغفرتم * مگر به لطف ببخشد خدا گناه مرا
گناهكار چنانم ، كه در عذاب افتد * فرشتهاى كه برد نامهء سياه مرا
* * *
كيست بيّاع متاع ناز در بازار حسن * شورش اهل محبّت بر در دكان كيست ؟
از سيهبختان كه بر مهر و وفايش بسته دل * آسمان كين با كه دارد ، در كمين جان كيست ؟
شور محشر گرم مىبينم نمىدانم كه باز * از شهيدان محبّت پرسش ديوان كيست ؟
* * *
ديگر بهار شد كه سوى دشت رو كنند * رندان هواى سبزه و ميل سبو كنند
ديگر ز پاى خُم نشود دور محتسب * زين باده قطرهاى اگرش در گلو كنند
گاهى كه مىكند نگهى خوب مىكند * كارى كه كم كنند نديدم نكو كنند
از آب ديده غسل سخى كن كه درخور است * ميخواره را به زمزم اگر شستوشو كنند
* * *
دل كه با جان چون محبّت الفت ديرينه داشت * با توام كرد آشنا از بس كه با من كينه داشت
طالب اين بىاعتبارى بيشتر فهميده بود * كز محبّت خاطرى صافىتر از آيينه داشت
* * *