كه اين دو كاتب قدرتنويس را تاريخ * نوشت كاتب تقدير ، « قبلة الكتّاب » « 1 »
* * *
نمىدانم چه بد كردم كه با من دل دگر كردى * چه ديدى كز منِ آزرده دل ، قطع نظر كردى
نمىدانم چه واقع شد كه هرچند از من مسكين * تنزّل بيشتر ديدى ، تغافل بيشتر كردى
نمىدانم كه بدگويان چه گفتند از زبان من * كز آن لب هرچه پرسيدم ، حكايت مختصر كردى
نمىدانم چه پيش آمد كه چون آب روان هرجا * سر راهت گرفتم ، جانب ديگر گذر كردى
دورنگى پيشه كردى با معزّى اى گل رعنا * به يكرنگى چو من آخر ، چرا اين رنگ بَر كردى
* * *
هر كجا قصّهء آن چاك گريبان گذرد * جامهء جان مرا چاك ز دامان گذرد
چون سرشك از نظرم رفتى و هر چشم زدن * بىتو صد قافلهء اشك ز مژگان گذرد
جان من بىتو گَرَم مرده شمارند چه عيب * آن نه عمرىست كه بىصحبت جانان گذرد
بهر روزى كه گشايند در صبح وصال * چند عمرم به جفاى شب هجران گذرد
* * *
غمت كه بخت مرا ديده از جهان بسته * در نشاط به روى جهانيان بسته
تو مىروى و من از گريه مىكنم طوفان * كزين وسيله شود راه كاروان بسته
هامش
( 1 ) . به سال 986 ه . ق اشاره دارد .