چه گيتىپناهى كه بر خاك او * نهادند شاهان دوران جباه
خداوندگارى كه كردى قبول * خداوندى او به غير إله
دريغا كه ناگاه در پرده شد * وز آن دودمان جهان شد سياه
ازين فوت ناگاه صد واى واى * درين پرده رفتن هزار آه آه
پى سال تاريخ اين واقعه * فلك زد رقم : « فوت گيتىپناه » « 1 »
نهان كن درو گوهر « شاه » « 2 » را * كه ظاهر شود مدّت عمر شاه
چو جان جهان بود ، معلوم كن * ز « جان » « 3 » مدّت شاهى پادشاه
* * *
شاه فلك كوكبه طهماسب شاه * پادشه محترم محتشم
آنكه شد از طنطنهء دولتش * رايت امنيت عالم علم
عالمى از رونق اسلام او * فرق نمودند صمد از صنم
رايت اثنى عشرى را به چرخ * ماهچه افراخت به تيغ دو دم
حامى شرع نبى ابطحى * والى تخت شه مولد حرم
آيت رحمت كه خليل و كليم * خورده به اعجازِ كلامش قسم
شاه جهان خسرو صاحبقران * كش نبود مثل به صد قرن هم
خاك درش افسر افراسياب * بندهء او خسرو و جمشيد و جم
بود خداوند جهان و جهان * ساخت مسخّر نه به خيل و حشم
وه كه چه پرداخت ز تسخير دهر * گشت مسخّر كن ملك عدم
گرچه ازين واقعهء دهرسوز * گشت بدل شادى دوران به غم
شكر كه از كشور دانش شهى * گشت شهنشاه بلاد عجم
پادشهى كش به خدايى خلق * وهمِ غلط پيشه كند متهم
خسرو آفاق كه با عسكرش * كوكبهء فتح و ظفر گشته ضم
هامش
( 1 ) . به سال 984 ه . ق اشاره دارد .
( 2 ) . شاعر در تعبير « نهان كردن گوهر شاه » به عمر شاه طهماسب اشاره دارد . گوهر « شاه » را به سه نقطهء حرف « ش » تشبيه كرده كه با پنهان كردن آن واژهء « ساه » حاصل مىشود كه بر عدد 66 دلالت دارد .
( 3 ) . واژهء « جان » به مدّت سلطنت شاه طهماسب يعنى 54 اشاره دارد . ر . ك : حساب جمل ، صص 126 - 127 و 368 - 369 .