تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
ابو سعيد ميرزا گوركانى شمرده مىشد و مدتى مديد در ملازمت سلطان مذكور بلوازم منصب صدارت قيام مىنمود و با وجود اشتغال بمشاغل ديوانى گاهى بمراسم درس و افاده مىپرداخت و طالب علمان را از نتايج طبع نقاد خويش بهره‌ور مىساخت و در مسائل تصوف و عرفان نيز ميل و شعف تمام داشت تا حدى كه بسيارى از شبها در تعقل يك مسئله مشكل از دقايق عرفانى بروز مىآورد ، درحالىكه خواب به چشمش نمىآمد . مولانا فتح اللّه تبريزى از مردان مورد اعتماد و از محارم سلطان ابو سعيد بود و در سال 858 كه ميرزا ابو القاسم بابر به قصد تسخير سمرقند ، بماوراءالنهر لشكر كشيد ، مولانا برسم رسالت از جانب سلطان مامور مذاكره صلح و اصلاح ذات البين شد و سرانجام در سوم ماه ربيع الآخر سال هشتصد و شصت و هفت هجرى ( 867 ) در هرات وفات يافت « 1 »

سيد قاسم تبريزى ص 417

سيد على بن نصر بن هارون بن ابو القاسم ملقّب به معين الدين و متخلّص به قاسم و معروف به قاسم الانوار از عارفان و شاعران نامدار ايران است كه در سال 757 در سراب تبريز متولد شد . او در طريقت از مريدان و پيروان و شاگردان شيخ صدر الدين اردبيلى نياى پادشاهان صفوى است كه هم از جانب او به قاسم الانوار ملقب شده است سيد قاسم پس از رسيدن بمراحل كمال و چندى اقامت در قزوين و گيلان ، عازم خراسان شد و در شهر هرات پايتخت زيبا و پرثروت و عظمت شاهرخ اقامت گزيد . سيد در هرات صاحب نفوذ و اعتبار بسيار شد و در اندك مدتى اكثر اكابر و اعيان خراسان در سلك مريدان او
هامش
( 1 ) - حبيب السير ج 4 ص 102 - تاريخ مطلع السعدين ج 2 ص 1058 چاپ هند .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 678 | على بن حسين واعظ كاشفى