ايشان قبر مولانا را در محوطه ملايان پيشروى مولانا على عران مقرر فرمودند و در آن اثنا گفتند شايد بعضى مردم اعتراض كنند كه چرا وى عامى را پيشروى دانشمندى دفن مىكنند ؟ و حال آنست كه گذشتگيهاى مولانا قاسم چهل مولانا على را بار بود - رشحات ص 602 )
3 - در جائى كه خبر فوت سلطان ابو سعيد ميرزا را ذكر مىكند مىنويسد :
( . . . حضرت ايشان مىفرمودند بعد از آنكه خبر فوت ميرزا سلطان ابو سعيد رسيد ، در راهى خواجه مولانا پيش آمد . . . بعد از چند روز ظاهر شد كه خواجه مولانا به امراء اتفاق كردهاند كه ديگر به خانه ما نيايند . . . ص 545
در صفحه بعد :
( . . مولانا على عران گفتند كه بعد از اتفاق خواجه مولانا به امراء ، بديدن وى رفتم . . . ص 546 )
از سه مطلب بالا كه عينا از صفحات مختلف كتاب رشحات استخراج شده معلومات زير بدست مىآيد :
اولا - بطور قطع و يقين مولانا علاء الدين على طوسى بعد از رنجش خاطر از سلطان عثمانى ، از شهر اسلامبول عازم ماوراءالنّهر شده و در شهر سمرقند كه در آن زمان پايتخت ماوراءالنّهر و شهرى امن و آرام بوده رحل اقامت افكنده و از علايق دنيائى حتى درس و بحث نيز كناره گرفته و در سلك ياران و معتقدان خواجه عبيد اللّه احرار كه در حوزه ماوراءالنّهر و حتى خراسان نفوذ سياسى و معنوى داشته منسلك گشته است .
ثانيا - مولانا طوسى با اينكه غالبا در مجالس صحبت خواجه احرار حاضر مىشده معهذا كمتر سخن مىگفته و بيشتر خاموش بوده و اين خاموشى گزيدن و دامن صحبت فراهم چيدن نشانه آنست كه حقشكنى و كافر ماجرائى و بىانصافى
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 676
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
ص٦٧٦