تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
فرزند سلطان ابو سعيد گوركانى بود بعد از بيست و شش سال حكومت در غره ذىقعده سال ر 899 هجرى درگذشت و برادر كهترش سلطان محمود ميرزا كه تا آن زمان والى ولايت بدخشان و ترمد و چغانيان بود جانشين او شد و او نيز بعد از پنج ماه فرمانروائى در ربيع الثانى سال 900 هجرى به جهان ديگر رفت « 1 » و پسر بزرگتر او بنام بايسنقر ميرزا كه جوانى هيجده‌ساله و در حمايت فرزند بزرگ خواجه عبيد اللّه احرار يعنى محمد عبد اللّه خواجكا بود به حكومت رسيد ولى چون گردونه سلطنت و حكومت اين خانواده در سراشيب سقوط و پرتگاه انقراض افتاده بود كارى از پيش نبرد و بعد از چند سال كروفر كه دايم گرفتار جنگ با مدعيان سلطنت و نفاق و غدر و خيانت امراء و سرداران خويش
هامش
( 1 ) - مرحوم پروفسور براون مؤلف تاريخ ادبيات ايران در مجلد سوم ( از سعدى تا جامى ) درباره مرگ سلطان احمد ميرزا و سلطان محمود ميرزا چنين نوشته : ( احمد و محمود پسران سلطان ابو سعيد كه اولى در ماوراءالنّهر سلطنت يافت و تختگاهش سمرقند بود و دومى در ناحيه بدخشان و ختلان و ترمد حكومت مىكرد ، هر دو به هلاكت رسيدند ، اولى را شيبانى خان اوزبك در سنين آخر قرن پانزدهم ميلادى يعنى در 899 هجرى و 1493 م بكشت و دومى در 905 هجرى - 1499 م هلاك شد - از سعدى تا جامى ، ص 423 - 424 ) به‌طورىكه ملاحظه مىشود ، مؤلف در اين مورد دچار اشتباه شده زيرا اولى در سال 899 مرده و در آن تاريخ هنوز محمد خان شيبانى در سرزمين ماوراءالنّهر ظهور نكرده بود و دومى هم چند ماه بعد يعنى در ربيع الثانى سال 900 درگذشته و آن كسى كه نوشته در سال 905 هلاك شد ، بايسنقر ميرزا پسر سلطان محمود ميرزا بوده نه خود او ، بقول مرحوم براون چون مطالعه جنگها و كشمكش‌هاى خاندان تيمورى در سالهاى آخر بسيار خسته‌كننده و از جهت نتيجه هم بىحاصل است ، حوصله نكرده كه بيشتر تتبع كند بخصوص اگر مأخذ تاريخ هم حبيب السير و روضة الصفا باشد كه واقعا از اطنابهاى خسته‌كننده ، انسان را از مطالعه هرچه تاريخ است بيزار مىكند .