باركش « 1 » انگور حسينى پيش حضرت ايشان بود ، يك خوشه برداشتند و بدست وى دادند و مقارن آن « 2 » حال در وى تصرفى كردند كه حال بر وى بگشت و چون بجاى خود نشست كيفيت غيبت و بيخودى به مثابهء بر وى « 3 » غالب شد كه خوشه انگور از دست او در كنار او افتاد و مدتى آن غيبت و بيخودى برداشت بعد از آنكه به شعور آمد كمر خدمت بربست و لحظهء به فراغت ننشست ، و وى مرد تناور و قوىهيكل بود و در ملازمت حضرت ايشان خدمات مردانه مىنمود و تا حضرت ايشان در حيات بودند در سفر و حضر حاضر بود و بعد از حضرت ايشان ، بجانب حجاز عزيمت كرده در حرم « 4 » مكه به نيت مجاورت اقامت نمود و هم در آن ارض مقدسه از دنيا رحلت فرمود « 5 » .
هامش
( 1 ) - مج : باركشى انگور
( 2 ) - مى : اين حال
( 3 ) - بر : بر او
( 4 ) - بر : در مكه معظمه به نيت
( 5 ) - مج : رحلت فرمودند .