تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩

[ احوال چهار مولانا ]

اما « 1 » اول

مولانا اسماعيل فركتى

: است فرزند مولانا سيف الدين منارى و وى در مبادى ظهور حضرت ايشان در تاشكند بشرف قبول « 2 » نسبت مشرف گشته ، وى فرموده است كه در مبادى احوال به نيت ملازمت حضرت ايشان از فركت به تاشكند آمدم و حضرت ايشان بنا بر ملاحظه نسبت ارادت پدرم به حضرت خواجه بزرگ « 3 » قدس سره ، يا غير « 4 » آن خاطر شريف بجانب اين « 5 » ضعيف مصروف داشتند و در مقام تفقد و عنايت شدند و هم در آن مجلس به يمن التفات حضرت ايشان نسبتى بزرگ و جمعيتى « 6 » قوى حاصل شد و موجب سرور و انبساط باطن گشت ، چون شب خواب كردم در خواب چنان ديدم كه بازى « 7 » سفيد بر دست داشتم و مرا به آن « 8 » ميل بسيار بود و محبت ، ناگاه از دست من بپريد چون از خواب بيدار « 9 » شدم قبض و ملال عظيم « 10 » غالب شد و از آن « 11 » نسبت و جمعيت خاطر اثرى نماند در وقت سحر كه محل انعقاد مجلس بود به ملازمت حضرت ايشان آمدم و به‌غايت ملول و غمگين « 12 » بودم ، حضرت ايشان ملال مرا دريافتند ، پرسيدند كه سبب ملال چيست ، من جواب خود را عرض كردم ، فرمودند كه تعبير اين خواب آنست كه شما را در صحبت نسبت خوب حاصل شده بوده است چون بخواب رفته‌ايد آن نسبت بسبب آنكه چيزى است كه به او كسب معارف و صيد حقايق مىتوان كرد در صورت باز ، كه « 13 » اسباب صيد است ديده شده « 14 » غمگين مباشيد ، شايد كه باز بدست آيد و مقارن اين حال التفاتى فرمودند كه هم در مجلس جمعيت و نسبت خوبى « 15 »
هامش
( 1 ) - مج : مولانا اسماعيل فرزند مولانا سيف الدين ( 2 ) - بر : قبول صحبت و نسبت مشرف ( 3 ) - بر ؛ خواجه بزرگ خواجه بهاء الدين قدس اللّه تعالى سره ( 4 ) - مى : با غير آن ( 5 ) - مج : اين فقير ضعيف ( 6 ) - مج : جمعيت قوى ( 7 ) - مى : كه باز سفيد ( 8 ) - مى : مج ، چپ ، و مرا به آن بسيار ميل و محبت بود ( 9 ) - مج ، از خواب درآمدم ، چپ : از خواب برآمدم ( 10 ) - مج : ( عظيم ) ندارد ( 11 ) - بر : و از آن نسبت و جمعيت اثرى نماند ( 12 ) - مج : ( و غمگين ) ندارد ( 13 ) - بر : باز سفيد كه ( 14 ) - بر : ديده شد ( 15 ) - بر : نسبت قوى ظاهر شد .