گاهى خود را ملازمان « 1 » و خادمان حضرت خواجه عبد الخالق خواندهاند « 2 » و در سراسر كتاب رشحات كه مطالعه شده و كتب ديگر اين طايفه چون كتاب نفحات الانس و انوار القدسية كه به نظر حقير رسيده ابدا نامى و ذكرى از مشايخ قبل از خود خواجه عبد الخالق غجدوانى چون خواجه ابو يعقوب يوسف همدانى يا شيخ ابو على فارمدى بعنوان شيخ و يا مرشد صاحبنظر اين طايفه برده نشده است و در همه موارد رشته نسبت اين سلسله به خواجه عبد الخالق غجدوانى منتهى مىشود چنان كه مولانا شيخ يعقوب چرخى ، سومين خليفه و جانشين خواجه بهاء الدين محمد نقشبند ، مىگويد چون مورد قبول واقع شدم ، خواجه بهاء الدين ، سلسله مشايخ خود را تا به حضرت خواجه عبد الخالق غجدوانى قدس الله تعالى سره بيان كردند « 3 » . . . الخ
خامسا - صاحب رشحات ضمن ترجمه احوال خواجه عبد الخالق غجدوانى چند جمله و عبارت به زبان فارسى از قول او نقل مىكند و مىگويد : بناى طريقه خواجگان بر آنها نهاده شده و دانستن طريقه اين عزيزان موقوف است بر وقوف آنها : زيرا آن چند عبارت كه در جملههاى بليغ به زبان فارسى نوشته شده در واقع اساسنامه و دستورعمل براى پيروان اين مكتب عرفانى است مشتمل بر هشت اصل كه حاوى تمام اصول و آيين و آداب و سنن است براى ارشاد سالكان طريق ، نكته قابل توجه اين است كه خواجه عبد الخالق
هامش
( 1 ) - به ملازمان و خادمان حضرت خواجه عبد الخالق كسى را مجال ستيزه نيست - رشحات ص 182
( 2 ) - رشحات ص 11
( 3 ) - رشحات ص 119 نفحات الانس ص 397 .