مىگردد حضرت ايشان مىفرمودند كه اين نقل را بر اين وجه نيز شنيدهايم كه حضرت خواجه بزرگ قدس الله تعالى سره در حق خواجه محمد پارسا قدس سره فرمودهاند كه مقصود از وجود ما ظهور محمد است : مىفرمودند كه اين عبارت متضمن ايهامى است . خدمت خواجه محمد پارسا در مرض آخر حيات حضرت خواجه بزرگ قدس الله تعالى سره « 1 » ملازمت « 2 » بسيار مىكردند و بامداد و شبانگاه به خدمت مىرسيده روزى التفات « 3 » بسيار نمودهاند و فرموده كه شما را اين مقدار ملازمت حاجت نيست . روزى بعضى از احفاد خواجه محمد « 4 » پارسا قدس الله تعالى سره در محله خواجه كفشير در سمرقند به ملازمت حضرت ايشان آمده بودند آن حضرت نسبت به ايشان التفات بسيار فرمودند و در تعظيم و توقير ايشان افزودند و در اثناى صحبت گفتند كه ، عزيزى ، حضرت خواجه بهاء - الدين را قدس « 5 » الله تعالى سره بعد از نقل ايشان « 6 » بخواب ديده از ايشان پرسيده كه چه عمل كنيم تا نجات يابيم فرمودهاند كه به آن عمل مشغول باشيد كه در نفس آخر « 7 » مشغول مىبايد بود يعنى چگونه « 8 » در نفس آخر به همگى خود به جناب حق سبحانه حاضر و آگاه مىبايد بود ، هميشه همچنان باشيد ، بعد از آن فرمودند كه خدمت خواجه محمد پارسا قدس الله تعالى « 9 » روحه ، جد بزرگوار شما بر وجهى بودند كه روزى حضرت - خواجه بهاء الدين قدس الله تعالى سره به كنار حوض باغ مزار آمده بودهاند ، ديدهاند كه ايشان پاىها در آب نهادهاند و به مراقبه مشغولند و از خود غايب ، حضرت خواجه فى الحال فوطه بستهاند و به آب درآمده روى مبارك خود را « 10 » بر پشت پاى ايشان نهاده فرمودهاند ، « 11 » الهى به حرمت اين پاى كه بر بهاء الدين رحمت كن « 12 » حضرت ايشان بعد
هامش
( 1 ) - مى : ( سره ) ندارد - چپ : قدس سره
( 2 ) - بر : در ملازمت بودهاند و
( 3 ) - مى ، چپ : الطاف بسيار
( 4 ) - مى ، چپ : حضرت خواجه محمد پارسا
( 5 ) - چپ : قدس سره
( 6 ) - مى ؛ ( بعد از نقل ايشان ) ندارد ، چپ : بعد از انتقال ايشان
( 7 ) - مج ؛ چپ : نفس اخير
( 8 ) - مى : يعنى چگونه كه در نفس آخر ، مج ، چپ : يعنى چگونه كه در نفس اخير
( 9 ) - مى :
قدس الله تعالى سره ، چپ : قدس سره
( 10 ) - بر : ( خود را ) ندارد
( 11 ) - چپ : نهاده و گفتهاند
( 12 ) - مج : رحمت كند .