شيخ نجم الدين كبرى بوده است قدس الله تعالى « 1 » روحهما معاصر بوده و در فتحآباد « 2 » بخارا كه مدفن شيخ سيف الدين آنجا است بهم صحبت بسيار « 3 » مىداشتهاند و در آن زمان كه شيخ مجذوب محبوب القلوب شيخ حسن بلغارى رحمه الله تعالى از جانب ارسن « 4 » و بلغار بولايت بخارا آمده است . خدمت خواجه غريب را كه در آن وقت - نودساله بوده است دريافت است . و بهغايت معتقد شده چون شيخ حسن به شيخ « 5 » سيف الدين ملاقات كرده است شيخ سيف الدين از وى « 6 » پرسيده است كه خواجه غريب را چون يافتيد ، فرموده است كه مرد تمام « 7 » است و سلوك وى بجذبه آراسته است و شيخ حسن بلغارى در مدت سه سال كه در بخارا مقيم بوده است دايم « 8 » به خواجه غريب صحبت مىداشته ، از خاوند « 9 » تاج الدين ستاجى كه « 10 » از اكابر وقت بوده چنين منقولست كه شيخ حسن بلغارى « 11 » عليهالرحمه فرمود كه من در مدت حيات خود بسى اولياء و ارباب قلوب را ملازمت كردم ، كسى به مرتبه خواجه غريب نديدم و در مقامات شيخ حسن « 12 » مذكور است كه در مدت عمر خود بيست و هشت تن از اولياء را ملازمت كردم ، اول ايشان شيخ سعد الدين حموى بود و آخر ايشان خواجه غريب قدس الله « 13 » ارواحهم و مجملى « 14 » از احوال شيخ حسن در فصل اول از « 15 » مقصد اول در ذكر شيخ عمر باغستانى كه جد اعلاى حضرت ايشان بودهاند بتقريب « 16 » ايراد خواهد يافت و خواجه غريب را چهار خليفه بوده است كه مذكور مىشود همه سالك طريق « 17 » رشاد « 18 » و صاحب دعوت و ارشاد .
هامش
( 1 ) - مى ، مج : تعالى سرهما
( 2 ) - مى : و در فتحآباد بخارا مدفن دارد صحبت بسيار مىداشتهاند
( 3 ) - مج : ( بسيار ) ندارد
( 4 ) - مى ، مج : ارس
( 5 ) - مج : ( شيخ ندارد )
( 6 ) - مى : ازو
( 7 ) - مى : مردى تمام
( 8 ) - مى ، دائم به خدمت خواجه
( 9 ) - مى : از خداوند
( 10 ) - در حاشيه نسخه مج نوشتهاند : به سين مهمله و تاء مثناة و جيم
( 11 ) - بر :
بلغارى رحمة الله عليه
( 12 ) - مى : مقامات خواجه حسن
( 13 ) - مى : قدس الله روحهما
( 14 ) - بر : و مجمل از
( 15 ) - مج : مقصود اول
( 16 ) - مى ، به تقريبى
( 17 ) - مى :
طريق ارشاد
( 18 ) - مى : ( و ارشاد ) ندارد .