افاضت انتساب حضرت ايشان باستماع بعضى از خصايص و شمايل و مناقب و فضائل خواجگان سلسله « 1 » نقشبنديه قدس الله تعالى ارواحهم العلية « 2 » كه همه وقت مذكور مىگشت مشرف مىشد و بادراك طرفى « 3 » از معارف و حقايق بلند « 4 » و دقايق ارجمند كه پيوسته بر زبان معجز بيان آن حضرت مىگذشت « 5 » مستسعد مىگشت و آن « 6 » فوائد و جواهر نفيسه را بامداد لطيفه مدركه در صدف قوت حافظه
كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ
مىپرورد و بعد از انقضاى « 7 » هر صحبتى و انطواء « 8 » هر بسطتى آن محفوظات « 9 » و مكنونات را « 10 » بىشائبه تغيير « 11 » و تبديل بقيد تعليق و تحرير درمىآورد و چون بهواسطه شآمت حوادث گردون و سآمت نوازل گوناگون از سعادت مجاورت آن كعبه عز و اقبال محرومى روى نمود و از دولت ملازمت آن حريم امانى و آمال ، مهجورى واقع شد هم در آن فرصت مفارقت صورى و مهاجرت ضرورى « 12 » بر خاطر فاتر گذشت . و بر ضمير « 13 » كسير مرتسم گشت كه انفاس متبركه و كلمات مباركه را كه در ايام سعادت فرجام و اوقات ميمنت سمات استماع افتاده بود يك جا جمع نمايد و تا رفيق اين سرگشته باديه « 14 » بعد هجران شود و انيس اين پاى شكسته زاويه يأس و حرمان گردد شايد كه دل خون گشته را از مطالعه معانى آن تشفى حاصل آيد و ديده به خون آغشته را از مشاهده صور خطى آن « 15 » تسلى روى نمايد .
مثنوى
چونكه شد از پيش ديده وصل يار * نايبى بايد ازومان « 16 » يادگار
چونكه گل بگذشت و گلشن شد خراب * بوى گل را از كه جوئيم « 17 » از گلاب
چونكه شد خورشيد و ما را كرد داغ * چاره نبود از مقامش از چراغ
هامش
( 1 ) - مى : خواجگان نقشبندى ، مج : خواجگان نقشبند
( 2 ) - چپ : كه همواره مذكور
( 3 ) - مى : و بادراك طرقى
( 4 ) - مى ، چپ ، بلند و لطائف و دقايق
( 5 ) - چپ : مىرفت
( 6 ) - مى ، مج : آن فوائد شريفه چپ : آن درر شريفه
( 7 ) - بر : از اقتضاى هر
( 8 ) - بر : واعطراء هر
( 9 ) - مى : مكنونات و محفوظات
( 10 ) - مى : ( را ) ندارد
( 11 ) - مج ، چپ : شايبه تبديل و تغيير
( 12 ) - مى : ضرورى روى نمود
( 13 ) - چپ : در ضمير
( 14 ) - مج ، چپ : ( باديه ) ندارد
( 15 ) - مى : صور خط
( 16 ) - مى : بايد از او يا يادگار
( 17 ) - چپ : كه جويم .