مقصد سوم : در ذكر بعضى از تصرفات عجيبه و امور غريبه كه بطريق خرق عادت از حضرت « 1 » ايشان ظاهر شده و نقل ثقات و عدول در آن به صحت و ثبوت « 2 » پيوسته و هر مقصدى از اين مقاصد ثلاثه مشتمل خواهد بود بر سه فصل .
خاتمه : در ذكر تاريخ وفات حضرت ايشان و كيفيت انتقال و ارتحال آن حضرت از دار دنيا به دار آخرت .
مقاله : « 3 » قدس الله تعالى ارواحهم العلية من اولها الى آخرها هم بوجه اجمال و هم بطريق تفصيل
وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ
پوشيده نباشد « 4 » كه حضرت ايشان تعليم ذكر و « 5 » نسبت و طريقه خواجگان قدس الله تعالى ارواحهم از خدمت « 6 » مولانا يعقوب چرخى قدس سره « 7 » گرفتهاند و ايشان از « 8 » حضرت خواجه بزرگ خواجه بهاء الدين محمد نقشبند ، و ايشان از امير « 9 » سيد كلال و ايشان از خواجه محمد بابا سماسى « 10 » و ايشان از خواجه على رامتينى و ايشان از خواجه محمود انجير فغنوى « 11 » . و ايشان از خواجه عارف ريوكروى « 12 » و ايشان از خواجه عبد الخالق غجدوانى كه سرحلقه سلسله خواجگاناند و ايشان از خواجه يوسف همدانى و ايشان از خواجه ابو على فارمدى و ايشان از شيخ ابو القاسم گرگانى و شيخ ابو القاسم را انتساب در علم باطن به دو جانب است يكى شيخ ابو الحسن خرقانى و وى را به شيخ ابو يزيد بسطامى و ولادت شيخ ابو الحسن بعد از وفات شيخ ابو يزيد « 13 » است به مدتى ، و تربيت ابو يزيد وى را بحسب باطن و روحانيت بوده است نه به ظاهر و صورت ، و نسبت ارادت شيخ
هامش
( 1 ) - چپ : از آن حضرت
( 2 ) - مى : در آن صحبت به ثبوت
( 3 ) - چپ : نقشبند
( 4 ) - چپ : نماند
( 5 ) - مى : ذكر به نسبت طريقه
( 6 ) - چپ : از حضرت مولانا
( 7 ) - چپ : رحمه الله ، مى : ( قدس سره ) ندارد
( 8 ) - مى ، مج : از حضرت خواجه بهاء الدين نقشبند ، و
( 9 ) - مى : سيد امير
( 10 ) - چپ : شماسى
( 11 ) - مى : انجير فغندى .
( 12 ) - مى ، چپ : ريوكرى
( 13 ) - مى : شيخ بايزيد .