قاضى روم در آن مجلس بتقريب ذكر مستعدان و خوشطبعان مىكرد .
ص 236
از سنيان خراسان هراسان بوديم - آتا مىگفتهاند اين ملايان صابون و اشنان مناند .
با توجه به نمودار مذكور كه خيلى باختصار كوشيدم ، نتيجه بررسى ما اين است كه كلمههاى عربى در اين متن كه با علامت اصيل جمع فارسى ( ان ) جمع بسته شده بر ديگر جمعها غلبه و فزونى دارد و در مرتبه دوم جمع مكسر و جمع مؤنث سالم ( ات ) زيرا جمع با ( ون ) اصولا وجود ندارد و جمع با ( ين ) نيز تقريبا همانست كه ذكر كردهايم و شايد چندتائى از قلم افتاده باشد .
8 - مطابقه صفت و موصوف فارسى : اگرچه برخى از نويسندگان قديم گاهى صفت و موصوف را در افراد و جمع مطابقه دادهاند ولى چون اصولا بر خلاف قياس است كمتر رعايت كردهاند و در اين متن نيز فقط يكى دو مورد ديده شده است ، مثل : دختران صحرانشينان .
در راه به جائى رسيده است كه طايفهاى از دختران صحرانشينان به آب درآمده بودند . ص 172
9 - اسم جمع : اسم جمع چون مردم ، طايفه ، درصورتىكه در جمله فاعل واقع شود فعل را جمع مىآورد : آن را سنت حسنه نام نهاد تا مردم به آن عمل كنند .
تجويز كرده بودند كه مردم در ملازمت ايشان باشند .
طايفهاى كه در اين ميانهاند و آرزوى طريقت دارند .
عيد قربانى بود كه خلق از مصلى بازگشته بودند و مردم بسيار در ملازمت حضرت خواجه مىرفتند .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 128
مساهمون: على بن حسين واعظ كاشفى
صمقدمه مصحح ١٢٨