ببعض اجزائه او شرائطه 1 ) بالمداقّة و ان صح 2 ) الإطلاق عليه 3 ) بالعناية .
كه اين حمل صحيح است و از همين طريق پى مىبريم كه لفظ صلاة براى خصوص افراد و مصاديق صحيح وضع شده نه اعم از صحيح و فاسد
1 ) ضمير به موضوع برمىگردد كه در مثال بالا صلاة بود
2 ) اطلاق لفظ صلاة بر نمازى كه بعضى از اجزاء و شرائط را ندارد با عنايت و تسامح صحيح است و الا با دقت و ريزبينى اطلاق لفظ صلاة بر چنين نمازى صحيح نمىباشد و بارها شنيدهايم كه اطلاق و استعمال لفظ در معناى ، غير از اين است كه آن معنى براى آن لفظ به صورت صحيح وضع شده باشد ، به عبارت ديگر اطلاق و استعمال اعم از حقيقت و مجاز مىباشد . « 1 »
3 ) فاسد
هامش
( 1 ) - مرحوم محقق داماد مىفرمايند : اگر منظور از صحت سلب از لفظ ، در زبان ما باشد همان ايراد تبادر بر آن وارد است و اگر مراد صحت سلب در عصر شارع باشد فيأتى الكلام فيه عن قريب .
مرحوم تبريزى نيز هر دو علامت ( تبادر و صحت سلب ) را در ما نحن فيه نمىپذيرند ، مرحوم مشكينى نيز همان اشكالى كه در تبادر مطرح كردهاند را در صحت سلب نيز جارى مىدانند ، ثم لا يخفى ان هذا الدليل فى التوقف على مقدمات الثلاث و ممنوعه الثانيه منها كالاول حرفا به حرف
و نيز مىفرمايند بر ما تن لازم بود كه كلمه ذاتى را در صحت سلب اضافه مىنمودند . ( محاضرات آقاى داماد جلد 1 صفحه 81 - دروس آقاى تبريزى جلد 1 صفحه 129 حاشيه مرحوم مشكينى جلد 1 صفحه 182 )