و كيف كان فقد استدل للصحيحى 1 ) بوجوه : أحدها : . . . و لا منافاة 2 ) بين دعوى ذلك 3 ) . . . على هذا القول 4 ) . . . فإن المنافاة 5 ) . . .
1 ) بحث مقدمات صحيح و اعم به پايان رسيد و الان در اين قسمت از كتاب ادله هريك از صحيحىها و اعمىها براى وضع الفاظ شرعى بيان مىشود ، در ابتدا ادله صحيحىها و بعد از آن ادله طرفداران اعم بيان خواهد شد .
[ ادله صحيحىها : ]
جناب آقاى شيخ انصارى براى صحيحىها 8 دليل بيان مىكنند و جناب آقاى آخوند چهار عدد از آنها را در كفايه متذكر مىشوند .
[ استناد به تبادر ]
اولين دليل صحيحىها براى اينكه الفاظ احكام شرعى در خصوص صحيح وضع شد است تبادر مىباشد ، يعنى هنگام شنيدن الفاظ احكام شرعى آنچه به ذهن زودتر مىرسد ، مراتب صحيح از آن مىباشد ، مثلا هنگامى كه لفظ صلاة به هر صورتى در ذهن انسان تداعى شود ، مراتب صحيح از آن متبادر مىشود نه اعم از صحيح و فاسد ، البته به شرط اينكه تبادر خالى از هرگونه قرينه و از خود لفظ نشأت گرفته باشد .
2 ) ممكن است كسى به اين دليل اشكال وارد كند كه چگونه از الفاظ احكام شرعى مراتب صحيح تبادر مىكند با اينكه بنابر مسلك صحيحىها در مباحث قبلى ( در بيان اولين ثمره كه گفت ان الثمرة النزاع بإجمال الخطاب ) عرض كرديم كه اين الفاظ مجمل هستند ، به عبارت واضحتر چگونه از مجمل ، مراتب صحيح تبادر مىكند
3 ) مشار اليه ذالك تبادر مىباشد
4 ) قول صحيحى
5 ) مرحوم آقاى آخوند جواب مىدهند كه :