تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
حال در ما نحن فيه هم استعمال نام آن معجون ، در معجونى كه فاقد بعضى از اجزاء است ، از باب حقيقت ادعائى مىباشد ، يعنى فاقد بعضى از اجزاء را به منزله واجد تمام اجزاء حساب مىكنند ، و همين مطلب هم در الفاظ احكام شرعى جارى است ، يعنى استعمال لفظ صلاة بر نمازى كه فاقد بعضى از اجزاء است ، از باب حقيقت ادعائى سكاكى مىباشد . دومين مورد : ممكن است علت حقيقت بودن چنين استعمالى ، بخاطر وضع تعينى باشد ، مثلا بعد از اينكه لفظ صلاة يك يا چند بار ، بر نمازى كه فاقد بعضى از اجزاء بود اطلاق شد ، بدون اينكه نيازى به كثرت استعمال يا شهرت باشد ، استعمال لفظ صلاة بر چنين نمازى حقيقت مىشود . حال چرا نياز به كثرت استعمال و يا شهرت نيست ، زيرا بين واجد و فاقد ، يا در صورت مشابهت وجود دارد ، و يا در اثر باهم شريكند . توضيح اجمالى : مشابهت در صورت : مثلا معجونى كه فاقد بعضى از مواد است ، بالاخره شباهت زيادى با معجون كامل دارد ، ممكن است در رنگ ، شكل ظاهرى ، مزه و طعم با آن يكى باشد ، در نتيجه بعد از اينكه يك يا چند بار نام آن معجون را بر آن اطلاق كردند بدون اينكه نيازى به كثرت استعمال يا شهرت باشد ، آن لفظ براى آن معجون به صورت تعينى حقيقت مىشود . مشاركت در اثر : مثلا معجونى كه بعضى از مواد را ندارد ، ممكن است بسيارى از خواص معجون كامل را داشته باشد در نتيجه لفظ فاقد را مىتوان در واجد استعمال نمود .