تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
رابعها 1 ) :

[ چهارمين قدر جامع اعمىها ]

1 ) چهارمين قدر جامع از ديدگاه اعمىها « 1 » : در اين قدر جامع ، مانند قدر جامع قبلى الفاظ احكام شرعى ، به اسامى معاجين قياسى شده است ، در قدر جامع قبلى مقييس عليه اعلام شخصيه بود ولى در اينجا معاجين و مركبات مىباشد ، به اين صورت كه بگوئيم موضوع له و مسمى در الفاظ احكام شرعى مانند موضوع له و مسمى در معاجين و مركبات خارجى مىباشد ، مثلا عطّارى با مخلوط كردن چندين ماده ، معجونى را درست مىكند و براى او نامى وضع مىنمايد و در ابتدا اسم آن را بر معجونى كه شامل تمام مواد باشد به كار مىبرد ، ولى بعدها از روى تسامح و توسعه‌اى كه در عامه‌ى افراد وجود دارد ، خود صانع يا ديگران اسم آن معجون را در مصاديقى كه آن معجون فاقد بعضى از اجزاء هم باشد به صورت
هامش
( 1 ) - تصوير قدر جامع در مورد اسامى معاجين بر پنج صورت متصور است : اول : واضع لفظ « ستمونيا » قبل از وضع اين لفظ يك صحيحى كه شامل هفتاد و يك جزء بود تصور كرد سپس مشاهده نمود كه اثر اين صحيح در بعضى از افراد فاقد نيز وجود دارد و در بعضى ديگر از افراد ، اين صحيح با آن مشابهت دارد و از آنجا كه هركدام از اين دو در كشف از قدر جامع مشترك هستند ، آن لفظ را براى اين جامع مشترك وضع نمود . دوم : واضع اولا لفظ را براى آنچه اولين بار تصور كرده بود وضع نمود سپس امر مذكور را ملاحظه نمود و قدر جامع را كشف كرده و دوباره لفظ را براى آن جامع ، بوسيله انشاء قوى وضع كرد . سوم : واضع بعد از ملاحظه آنچه كه ذكر شد ، لفظ را در قدر جامع ، به قصد وضع كردن لفظ براى آن قدر جامع استعمال نمود . چهارم : واضع بعد از ملاحظ : آنچه كه ذكر كرديم لفظ را در قدر جامع كثيرا استعمال كرد و در نتيجه وضع حاصل شد . پنجم : عين همان صورت ، الا اينكه ، وضع لفظ براى قدر جامع بوسيله استعمال اولى حاصل شد يا بعد از استعمال اولى وضع شد بدون اينكه نيازى به كثرت استعمال باشد حال يا بخاطر انس حاصل از كثرت استعمال يا مشابهت در صورت . . . حاشيه مرحوم مشكينى جلد 1 صفحه 172 و 171
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 194 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان