مادام وجوده 1 ) . . . تغيرت عوارضه 2 ) من الزيادة 3 ) و النقصان 4 ) . . . لا يضر اختلافها 5 ) . . . اختلافها 6 ) فى التسمية . . . موضوعا له 7 ) الا ما كان جامعا لشتاتها 8 )
تبديلى كه در آن بوجود آيد ديگر نام و اسم بر او صادق نخواهد بود ، پس قياس الفاظ شرعى به اعلام شخصيه مع الفارق است و اين قدر جامع به درد نمىخورد . « 1 »
1 ) شخص
2 ) شخص . مثلا زيد پنج ساله با بيست ساله ، كه آن همه تغيير و تبدل در او رخ داده است هيچگونه تفاوتى نمىكند و نام زيد در تمام حالات بر او صادق است
3 ) مثلا دستى بر او اضافه شود
4 ) يا دستى از او قطع شود
5 ) حالات و كيفيات
6 ) حالات و كيفيات
7 ) موضوعا براى الفاظ عبادات
8 ) عبادات
هامش
( 1 ) - جواب جناب آخوند به اين قدر جامع ، صحيح نيست :
اگر اعلام شخصيه موضوع له همان شخص باشد ، و شخصية هم بوجود باشد ، چگونه موضوع له بوسيله استعمال به ذهن منتقل شود . زيرا وجود ، وجود ذهنى و غير از وجود ذهنى از وجودات را قبول نمىكند ( لان الوجود لا يقبل الوجود الذهنى و لا غيره من الوجودات ) لذا در رد اين قدر جامع بايد بگوئيم :
موضوع له در اعلام شخصيه ، ماهيات شخصيه مىباشد و شخصيت ماهيت به صورت است نه به ماده ، بخاطر قول فلاسفه كه مىگويند شيئيت شئى به صورت است نه به ماده ، و صورت زيد در جميع حالات و ادوار زندگى او هميشه محفوظ است و تغيير نمىكند و آنچه كه تغيير مىكند ماده است فقياس وضع الاعلام الشخصيه به ما نحن فيه مع الفارق . تحقيق الاصول جلد 1 صفحه 265