تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مادام وجوده 1 ) . . . تغيرت عوارضه 2 ) من الزيادة 3 ) و النقصان 4 ) . . . لا يضر اختلافها 5 ) . . . اختلافها 6 ) فى التسمية . . . موضوعا له 7 ) الا ما كان جامعا لشتاتها 8 ) تبديلى كه در آن بوجود آيد ديگر نام و اسم بر او صادق نخواهد بود ، پس قياس الفاظ شرعى به اعلام شخصيه مع الفارق است و اين قدر جامع به درد نمىخورد . « 1 » 1 ) شخص 2 ) شخص . مثلا زيد پنج ساله با بيست ساله ، كه آن همه تغيير و تبدل در او رخ داده است هيچگونه تفاوتى نمىكند و نام زيد در تمام حالات بر او صادق است 3 ) مثلا دستى بر او اضافه شود 4 ) يا دستى از او قطع شود 5 ) حالات و كيفيات 6 ) حالات و كيفيات 7 ) موضوعا براى الفاظ عبادات 8 ) عبادات
هامش
( 1 ) - جواب جناب آخوند به اين قدر جامع ، صحيح نيست : اگر اعلام شخصيه موضوع له همان شخص باشد ، و شخصية هم بوجود باشد ، چگونه موضوع له بوسيله استعمال به ذهن منتقل شود . زيرا وجود ، وجود ذهنى و غير از وجود ذهنى از وجودات را قبول نمىكند ( لان الوجود لا يقبل الوجود الذهنى و لا غيره من الوجودات ) لذا در رد اين قدر جامع بايد بگوئيم : موضوع له در اعلام شخصيه ، ماهيات شخصيه مىباشد و شخصيت ماهيت به صورت است نه به ماده ، بخاطر قول فلاسفه كه مىگويند شيئيت شئى به صورت است نه به ماده ، و صورت زيد در جميع حالات و ادوار زندگى او هميشه محفوظ است و تغيير نمىكند و آنچه كه تغيير مىكند ماده است فقياس وضع الاعلام الشخصيه به ما نحن فيه مع الفارق . تحقيق الاصول جلد 1 صفحه 265
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 192 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان