تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1955

مساهمون:

ص١٩٥٥
3 . ابن روزبهان پس از بيان حكايت شفا يافته " اسماعيل هرقلى " به وسيلهء امام زمان ( عليه السلام ) ، مىنويسد : و اين فقير را از شوق آن جمال ، هنگام كتابت اين غزل روى نمود : در رهى ديدم مهى ، حيران آن ماهم ، هنوز * عمر رفت و من مقيم آن سر را هم ، هنوز چو نسيم صبحگاهى بر من بى دل گذشت * من نسيم وصل آن مه را هوا خواهم ، هنوز مىفزايد مهر او هر روز در خاطر مرا * گر چه من كاهيده‌ام از درد ، مىكاهم هنوز گر چه آه آتشينم خرمن جان سوخته * مىرود تا اوج گردون ، آتش آهم ، هنوز شوق آن ديدار ، غافل كرده از عالم ، مرا * تو مپندارى كه من از خويش آگاهم ، هنوز انتظار " شاه مهدى " مىكشد عمرى امين * رفت عمر و در اميد طلعت شاهم ، هنوز الها ! پروردگارا ! حيا ! قيوما ! به حرمت جاه و جلال و عزت و كمال اين دوازده امام معصوم پاك كه ما را طلعت مبارك امام محمد مهدى موعود نصيب فرما و از فيض و بركات آن حضرت ما را محروم مگردان . اللهم صل على سيدنا محمد وآل سيدنا محمد ، سيما الإمام الموعود محمد المهدى المنتظر و سلم تسليما ، و سلم وبارك عليهم وأنزل تحياتك وبلغ صلواتنا ، و سلامنا إليهم . ( 1 ) 4 . چشم گنهكار / جواهرى ( وجدى ) بيا كه نوبت ديدار ما رسيد بيا * در انتظار تو شد ديده ام سپيد بيا به بوى وصل تو اى گلبن مراد دلم ! * چو غنچه پيرهن صبر را دريد بيا به مهر ماه تو اى آفتاب تا صبحم * دو چشم منتظر من نيارميد بيا به جاى اشك ندامت ، كه شرم دارم از آن * مرا زچشم گنهكار خون چكيد بيا بيا مپيچ سر از كشتنم كه دست قضا * مرا براى همين كار آفريد بيا اميد برق نگاه تو كشت " وجدى " را * شتاب كن به ره اى مايه ى اميد بيا
هامش
1 . وسيلة الخادم الى المخدوم ص 273 - 295 .