تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1953

مساهمون:

ص١٩٥٣
58 . ألدين في كسد ، والقلب في كمد والسيف في غمد ، والحكم في قتم 59 . هل من قيام وسيف كان فاتحه * بدءا ؟ فعجل يا عالى الهمم 60 . تبصبص من كليب باسط يده * على وصيدك ، يا كهف الرجاء هلم ؟ 61 . باللطف عند خروج الروح منه واذ * ألم في اللحد فردا خاف من قحم 62 . على مقتحمات ، كنت تعلمها * أنى وتعلم من كل على ندم 63 . زفير نار اللظى مولاى أسهرنى * كيف الرقود لنا والنار لم تنم ؟ 64 . تذوب نفسى بها مهما تذكرها * ولات حين مناص ، يا منى الأمم 58 . دين در كسادى قرار گرفته است و دل در اندوه فرو رفته است و شمشير در غلاف و حكم قرآن در ظلمت و تاريكى واقع شده است . 59 . آيا قيامى و شمشيرى هست ؟ شمشيرى كه بازگشاينده و آغازگر احكام دين باشد ؟ پس تعجيل به ظهور كن اى صاحب بالاترين همتها و اراده‌ها . 60 . اين دم جنبانيدنى است از سگ كوچكى كه دست خود را باز گشوده است بر آستانهء تو اى پناهگاه اميد ما بيا ! 61 . با لطف خاص خود به سراغ وى به شتاب در وقت خارج شدن روح از او و زمانى كه در لحد به تنهايى نزول داده شود در لحد در حالى كه خوف داشته باشد از مهلكه‌ها ، يعنى از عذاب قبر توأم با گناهان سنگين . 62 . بر ذمهء من گناهان بزرگى است تو مىدانى همهء آنها را و مىدانى كه من از همهء گناهان هلاكت بار در ندامت و پشيمانى هستم . 63 . مولاى من ! صداى آتش تند جهنم مرا بيدار داشت ، پس چطور مىشود خوابيد در حالى كه آتش هنوز نخوابيده است و هرگز خاموش نمى شود . 64 . قلبم و روحم از يادآورى آتش ، آب مىشود . آيا راه چاره و فرارى هست ؟ اى منتها آروزى امم !