9 . كهف التقى الهادى المهدى من حسن * مولى الورى و امام العرب والعجم
10 . خليفة الله في كل العوالم من * علو وسفل وكل منه في حشم
11 . وكلمة الله لو كان البحار له * مداد فضل لتمت وهو لم يتم
12 . نور سنابرقه الأبصار يخطفها * من عالم الروح ماذا حال منسجم
13 . قلب العوالم لولاه لفى شلل * أعضائها ولسان الدهر في بكم
14 . ظل من الله فوق الكون منبسط * لولاه أفنته شعلات من العدم
15 . لم يجعل الشمس بدوا ، شمسة الفلك * لولا أقرت له بالفضل ، في القدم
9 . پناه پارسايان ، هدايت كننده و هدايت يافته از حسن عسكرى ( عليه السلام ) كه به وجود آمده
است و او مولاى ما سوى الله و پيشواى ملل اعم از عرب و عجم مىباشد .
10 . او جانشين و مدبر امور ماسوى از طرف خدا در تمام عالم از بالا و پائين و همهء آنها ،
از آن حضرت در مقام شرم و حيا و احترام هستند .
11 . او كلمهء خدا است و اگر آب دريا براى آن جناب مداد فضيلت باشد هر آينه تمام
مىشد ، در حالى كه آن فضايل هرگز تمام نمى شود .
12 . نورى است كه روشنايى برق او چشمان روحانيين را مىربايد ، پس چطور مىشود
حال جسمانيين ؟ ( و اين نوعى اقتباس است از قول خدا تعالى است جايى كه مىفرمايد :
" * ( سنا برقه يذهب بالأبصار ) * " . ( 1 )
13 . او قلب تمام عالم امكان است ، اگر آن جناب نباشد ، هر آينه عناصر روزگار شل و
سست مىگردد و زبان تمام عالم ، در گنگى فرو مىرود .
14 . سايه اى است كه از جانب خداوند كه در بالاى جهان هستى گسترده است ، اگر او
نمىشد آن جانب شعلههايى از عدم و نيستى .
15 . آفتاب هرگز طلوع نمى نمود اگر اقرار به فضيلت آن حضرت نمى نمود .
هامش
1 . سورهء نور آيه 43 .