1 . هبت نسيم الصبا باالصبح من حرم * كانت محل رحال الجود ، والكرم
2 . جائت بروح وريحان على كبد * حراء من كبد فيها من السقم
3 . وأبرد القلب ، مما كان أسخنه * دور الزمان ، بجمر منه مضطرم
4 . فقلت هل جزت أرض النجد أو طرفا * من دوحة الخلد ، أو ساحة من الإرم
5 . فأنكرتها وقالت لاوشرفنى * لثم بناحية قدسية الشيم
6 . لو لم تكن بروضة الجنات * خاضعة لما تمربها ذلا من النسم
7 . لم يخرج النبت فيها من سوى * نكدوالحوض لم تكن ، إلا مترعا بدم
8 . هذا لمن مجده خصت بماجدها * من ربه قبل خلق اللوح والقلم
1 . باد صبا طرف صبح ، از حرمى كه آن حرم محل فرود آمدن بادهاى عطا و بخشش
بود ، وزيدن گرفت .
2 . نسيم صبا ، رحمت و ريحان را بر جگر داغى فرود آوردند به آن جهت كه داراى سقم
و بيمارى بود .
3 . و خنك نمود قلب را از آنكه گرم نموده بود آن را گردش زمان با سوزش سوزانده اى
كه در آن بود .
4 . پس به آن گفتم آيا عبور كردى از زمين نجد يا از گوشه اى از باغ بهشت يا از هواى
باغ ارم كه اينقدر داغ و گرم شده اى ؟
5 . پس انكار نمود آن گفته هاى مرا و پاسخ داد نه برودت من از جاى ديگرى است
چون مشرف نمود مرا به بوسه اى از ناحيهء پاكيزهء خصلتها . ( مراد ناحيهء مقدسهء امام ( عليه السلام ) است )
6 و 7 . اگر نبود باغ بهشتها خاضع و ذليل به آنكه مىگذرد بدان ناحيه با حال ذلت از
نسيمها ، هر آينه خارج نبود در آن نبات ، مگر اندك يا دشوارى و پر نمى شد حوض كوثر
مگر پر از خون .
8 . اين رحمت و بوى يا اينكه اين شرافت از شرافتى است كه مخصوص شده بر ذى
شرف خود پيش از خلقت لوح و قلم از سوى پروردگارش .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1945
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٩٤٥